
جلسه ۱۲۵
43. غرر في التقابل و أقسامه
جلسه ۱۲۵
توضیحات:
43. غرر في التقابل و أقسامه
جلسه ۱۲۵
18«ما به دو قسم عدم و ملکه اشاره کردیم و گفتیم که دو نحو است؛ یااینکه در یک وقت خاص لحاظ میشود یا همیشه لحاظ میشود؛ اگر در وقت خاص است به آن مرسل میگویند؛ اگر شما اعتبار قبول در محل کردید بهطور مرسل یعنی مطلقاً یعنی در وقت، حالا قابلیت موضوعِ عدم برای ملکه یا در یک وقت خاص است مانند عدم لحیه در کوسه» کوسه یعنی شخصی که وقتش رسیده که ریش داشته باشد فرض کنید که موقع بلوغش است؛ در بیستسالگی یا سیسالگی است ولی ریش ندارد.
«یااینکه این قابلیت در یک وقت بهخصوص نیست؛ حالا اینکه در وقت بهخصوص لحاظ نمیشود یا قابلیت در نوع است یا در جنس است»؛ اگر در نوع باشد ولی این شخص نداشته باشد مانند عِمیٰ برای زید نسبت به سایر افرادش این نوعی است. «یا قابلیت جنسی است مانند عِمیٰ برای عقرب» نسبت به سایر انواعش که انواع حیوانات است؛ جنسش بصیرت را دارد اما خود این نوعِ بهخصوص ندارد. «مثال دو قسم که گفتیم مانند عِمی عقرب است که این تقابل عدم و ملکه در اینجا حقیقی است».
«حالا به این تقابل عدم و ملکه مرودت و نحو این را از اعدامی که مثلاً در غیر وقت پیدا میشوند ملحق کنید» فرض کنید به یک بچۀ دهساله میگویند که اَمرَد است؛ بدون ریش است. اینکه میگویند: اَمرَد است، چون الآن وقتش نیست که به او بگویند که مثلاً ریش ندارد اما این را هم تقابل عدم و ملکه میگویند و ملحق به تقابل حقیقی کردهاند درحالیکه اَمرَد را باید به شخص سیساله بگویند که ریش درآورده است ولی این شخص کوسه است ولی به پایینتر از اینها هم اَمرَد گفته میشود. «مانند عِمیٰ در أکمه و غیر از این مورد از آن مواردی که قابلیت بهحسب نوع است و بهحسب شخص نیست» برحسب نوع قابلیت دارد. زید الآن نسبت به سایر افرادش که داخل در تحت حیوان هستند، فاقد ابصار است، این قابلیت در اینجا قابلیت نوعی است.
