اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

43. غرر في التقابل و أقسامه

جلسه ۱۲۵

توضیحات:

43. غرر في التقابل و أقسامه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۲۵

16
  • «به قید وحدت زمان تقابل مجتمعین فی زمانین داخل می‌شود» مثل دو شیئی که در دو زمان با همدیگر باشند اینها متقابلین هستند. دو امر و قضیۀ واقعی که در دو زمان متفاوت اتفاق افتاده است؛ یکی در زمان قبل و یکی در زمان بعد اتفاق افتاده است اینها هم متقابلین هستند. «حالا تنوینی که «جمعٍ» دارد عوض از مضافٌ‌إلیه است یعنی غیرین»؛ آن دو شیئی که غیرین هستند نتوانند جمع شوند «چون تقابل یک نوعی از غیریت است». «در تعریف ما تماثل نمی‌آید» یعنی به دو شیئی که مثل هم هستند متقابلین نمی‌گویند «گرچه تماثل از غیرت است» مثل دو شیئی که مثل هم هستند؛ دوتا لیوان یا دوتا کتاب که مثل هم هستند. «لکن جهت اتحاد در آن اغلب است» لذا متماثلین را جزء متقابلین به‌حساب نمی‌آورند بلکه در غیریت قسیم برای او می‌شمارند.

  • «یااینکه تنوین ”جمعٍ“ عوض از مضافٌ‌إلیه نیست بلکه برای نوعیت است. تقابل امتناع یک نوع اجتماع است؛ اجتماع در زمان، اجتماع در مکان در دو امری که متخالف هستند. این نوع، اجتماع دو امر متغایری است که در ماهیت با همدیگر تغایر دارند.

  • بعد ایشان این اقسام متقابلین را دسته‌بندی می‌کند و می‌فرماید:

  • إذا تَقابلَ الوجودیّانِ ـ إشارةٌ إلی وَجهِ الحَصرِ المَشهورِ أنَّهما إمّا وُجودیان و إمّا أحدُهما وُجودیٌ و الآخرُ عدمیٌ إلی آخر ما قالوا ـ إنْ عُقِلا مَعاً فَهُما مُضایفان.

  • و دونَه أیْ إنْ کَانَ المُتقابلان وُجودِیَینِ و لم یَکن أحدُهما مَعقولاً بِالقیاسِ إلی الآخَر فَهُما ضِدّانِ بِالحَقیقةِ صِفْ أیْ صِفِ الضِدَّین بِالحَقیقیینِ مَعَ غَایةِ البُعْدِ بَینهما کَالسَّوادِ و البَیاض و لا مَعَها أیْ لا مَعَ غَایةِ البُعدِ أضِفْ أیْ اَنسِبْ الضِّدَین لِشُهرةٍ و قُلْ ضِدٌ مَشهوریٌ کَأحمر و أقْتَم حَیثُ لَیس بَینهما غایةُ الخلافِ. هذا کُلُّه إذا کَانا مَعَاً وُجودیین.1

  • وقتی که دو امر وجودی تقابل کنند ـ اشاره است به وجه حصر مشهور (چرا چهار تقابل داریم) ـ می‌فرماید که این متقابلین یا دو امر وجودی هستند یااینکه یکی وجودی و دیگری عدمی است؛ اگر با همدیگر معقول شوند متضایفان هستند (مثل ابوّت و بنوّت که با همدیگر معقول می‌شوند یا مثل فوقیت و تحتیت).

    1. . منظومه، ج 2، ص 400.
/ 260