
جلسه ۱۲۵
43. غرر في التقابل و أقسامه
جلسه ۱۲۵
توضیحات:
43. غرر في التقابل و أقسامه
جلسه ۱۲۵
15و إن قبولٌ خُصَّ بِالشَّخصِ و ما *** فی الوَقتِ لِلمَشهورِ قَد کان انْتمی فإنَّه المعروفُ عِند النَّاسِ *** و هو اصطلاحُ قَاطیغوریاسُٰ و مَا القبولُ فیه لَیس یُعتَبر *** بِالسَّلبِ و الإیجابِ عَنهم اشْتَهر1 غررٌ فی التقابلِ و أقسامِه:
قد کان مِن غیریةِ تقابلُ کما أشرنا إلیه سابقاً عَرَفَه أصحابُنا الأفاضل:
بِمنعِ َجمعٍ فی مَحلٍ قَد ثَبَت *** مِن جَهَةٍ فی زَمَن توحدت هذا الفعل صفة لِلثَّلاثة ـ أیْ فی محلٍ واحدٍ مِن جهةٍ واحدةٍ فی زمانٍ واحدٍ فَبِقیدِ وَحدةِ المحلِ دَخَلَ مثلُ تَقابلِ السَّوادِ و البیاضِ المُجتمعین فی الوُجودِ فی محلَّینِ و بِقیدِ وحدةِ الجهةِ دَخَلَ مثلُ تقابلِ الأبوّةِ و البنوّةِ المُجتمعین فی واحدٍ مِن جَهَتَین. و بِقِید وَحدةِ الزَّمانِ دَخَلَ تقابلُ المُجتَمعَینِ فی زَمانَینِ. و تَنوینُ جَمعٍ عَوضٌ عَن المُضافِ إلیه أیْ الغَیرَیْنِ لِأنَّ التَّقابلَ نوعٌ مِنَ الغیریةِ. فَحینئذٍ خَرَجَ التَّماثلُ مِنَ التَّعریفِ لِأنَّ التَّماثلَ و إنْ کان بِوجهٍ مِنَ الغَیریةِ لکن جهةَ الإتحادِ و الهُوهویةِ عَلیه أغلبٌ. أو نَقولُ تَنکیرُ جَمعٍ لِلنُّوعیةِ أیْ التَّقابلُ امْتِناعُ نوعِ اجْتماعٍ فی المُتخالِفین. و ذلکَ النُّوعُ اجتماعُ مُتغایرینِ فی الماهیةِ.2
«تقابل از غیرت پیدا میشود، از دوئیت پیدا میشود». این را چطور معرفی کردهاند؟ «اینکه دو شیء نتوانند در یک محل از یک جهت در یک زمان واحد جمع شوند» دو شیء اگر نتوانند در یک زمان و از جهت واحد و در محل واحد جمع بشوند، به این متقابلین میگویند. «توحّدت صفت برای ثلاثه است یعنی در محل واحد از جهت واحد در زمان واحد. به قید وحدت محل تقابل سواد و بیاض که مجتمعین در وجود در دو محل هستند داخل میشود» یعنی سواد در این محل است و بیاض در محل دیگر است اینها در دو محل باهم جمع شدهاند اما در محل واحد جمع نمیشوند پس به قید وحدت محل تقابل سواد و بیاض داخل میشود.
«به قید وحدت جهت تقابل ابوّت و بنوّت که مجتمعین فی واحدٍ مِن جهةٍ هستند داخل میشود» مثل شخصی که هم پدر است و هم پسر است از دو جهت؛ از یک جهت پدر است و از جهت دیگر پسر است؛ ابوّت و بنوّت متقابلین هستند لکن در یک جای واحد جمع شدهاند چون جهت انتساب فرق میکند.
- . منظومه، ج 2، ص 398.
- . منظومه، ج 2، ص 399.
