اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

42. غرر في الحمل و تقسيمه

جلسه ۱۲۴

توضیحات:

42. غرر في الحمل و تقسيمه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۲۴

11
  • «چرا به این ذاتی می‌گویم؟ چون فقط در ذاتیات می‌آید. اوّلی چرا می‌گوییم؟ چون أوّلی الصّدق و الکذب است»؛ اوّلین صفت صدقی که بر یک ذاتی آورده می‌شود آن صفتی است که بر ذاتیات آن می‌آوریم و بعد آن عوارض را می‌آوریم. ممکن است شما بگویید که زید کاتب نیست و دروغ می‌گویی که زید کاتب است ولی دیگر نمی‌توانید بگویید که زید انسان نیست یعنی اوّلین صفت است.

  • این پارچ انسان است. این اوّلین کذبی که می‌آید ... می‌گویند: اوّلی، ذاتی هم می‌گویند به‌خاطر اینکه مربوط به ذاتیاتش است و مربوط به عوارضش نیست.

  • و بِالصَّناعیِّ الشَّائعِ الحَملِ صِفَنْ و بِاتِّحادِ فی الوُجودِ عَرِّفَنْ. ـ الفِعلانُ مُؤکَّدانِ بِالنُّونِ الخَفیفةِ ـ فَمفادُ هَذا الحُملِ هُو أنُّ الموضوعَ و المَحمولَ مُتحدانٌ فی مَقامِ الوجودِ مثلُ الضَّاحِکُ کاتبٌ فإنَّهما وُجوداً واحد و أمَّا مفهوماً و ذاتاً فأین أحدُهما مِن الآخرِ و وَجهُ التَّسمیةِ ظاهرٌ.1

  • «حمل دیگر حمل شایع صناعی است؛ حمل شایع صناعی آن حملی است که در وجود متحد هستند» ولی در مفهوم دوتا هستند. «هر دو فعل یعنی هم ”صِفا“ و هم ”عَرِّفا“ مؤکّد به نون خفیفه هستند». «موضوع و محمول در مقام وجود متحدان هستند مثل اینکه می‌گوییم: ضاحک کاتب هم هست» مثلاً داریم اشاره می‌کنیم که اینکه ضاحک است کاتب هم هست. «وجوداً واحد هستند یعنی در زید متحقق‌اند اما مفهوماً و ذاتاً هیچ ربطی به همدیگر ندارند و وجه تسمیه‌شان هم روشن است»؛ به‌خاطر اینکه حمل‌هایی که در عرف متداول است اغلب حمل‌های شایع صناعی است؛ حملی که شایع است همین حمل است که اتحاد در وجود است و شیوع دارد.

  • تقسیمٌ آخَر:

  • و بِالمواطاةِ و الاِشتقاقِ ـ عَلی حَذفِ المُضافِ ـ فه أی انطق.

  • و ذلک أیْ حَملُ المُواطاةِ هُو الهُو هُو سِمَة و ذا أیْ حَملُ الإشتقاقِ ذُو هُو سِمَة أیْ علامته.2

  • تقسیم دیگر حمل مواطات و حمل اشتقاق است ـ مضاف را در اینجا حتماً حذف کن ـ اسم این حمل را مثل حمل مواطات، حمل هوهو بگذار و لذا اسم حمل اشتقاق را ذوهو بگذار، این علامتش ذوهو است.

    1. . منظومه، ج 2، ص 393.
    2. . منظومه، ج 2، ص 393 و 394.
/