
جلسه ۱۲۳
الفريدة السادسة في الوحدة و الكثرة 40. غرر في غنائهما عن التعريف الحقيقي 41. غرر في تقسيم الوحدة نیمه دوم نوار راجع به مقام حضرت زهراء علیها السلام
جلسه ۱۲۳
توضیحات:
الفريدة السادسة في الوحدة و الكثرة 40. غرر في غنائهما عن التعريف الحقيقي 41. غرر في تقسيم الوحدة نیمه دوم نوار راجع به مقام حضرت زهراء علیها السلام
جلسه ۱۲۳
9مطلب دیگری که در اینجا هست این است که ایشان میگویند: واحدی که در اینجا به معنای وحدت اضافه میشود مانند نفس ناطق، عقول مجرده و امثالذلک که اینها اضافۀ بر وحدت یک ذات دیگری هم دارند، این مطلب با آن مطلبی که قبلاً مطرح شد [نمیسازد زیرا] در همانجا هم إن قلتی داشتیم، اگر یادتان باشد ایشان در بحث مشتقات بنا بر ادعا و مسلک مرحوم سید شریف جرجانی که دیگران هم تأیید کردند فرمودند که مشتقات «ذاتٌ ثَبَتَ له المبدأ» نیستند؛ مثلاً وقتی که ما میگوییم: «عالم», به این معنا نیست که «ذاتٌ ثَبَتَ له العلم»، یا «قادر»، «ذاتٌ ثَبَتَ له القدرة» نیست یا «قاهر»، «ذاتٌ ثَبَتَ له القهر» نیست، و یا «ضارب»، «ذاتٌ ثَبَتَ له الضرب» نیست بلکه همان معنای مصدری است که مصداق فاعلیت در آن است؛ ضارب یعنی ضربی که از ناحیۀ فاعل بهوجود میآید مضروب یعنی ضربی که از ناحیۀ کتک خورده بهوجود میآید، به عبارت دیگر جهت فاعلی در اینجا لحاظ شده است.
یکی از اشتباهاتی که من میبینم این است که مثلاً میگویند: مصدر به معنای اسم فاعل و اسم مفعول داریم! مصدر هیچوقت به معنای اسم فاعل و اسم مفعول نمیآید بلکه مصدر به معنای حیثیت فاعلی یا حیثیت مفعولی میآید؛ مثلاً میگویند که «ضَرْبُ زیدٍ شدیدٌ»، اینکه میگوییم: ضرب زید شدید است حالا یا این ضرب را به معنای فاعلی میگیریم یعنی زدن زید شدید است الآن جنبۀ فاعلی در مصدر لحاظ شده است یا ضرب را به معنای مفعولی میگیریم یعنی کتکی که زید خورده شدید است یعنی ما جنبۀ تحققش را بر یک موضوعی لحاظ میکنیم، این لحاظ فاعلی در مصدر است، نه اسم فاعل، مصدر به معنای اسم فاعل نمیآید، چه زمانی مصدر به معنای اسم فاعل آمده است؟! کجا ضرب به معنای ضارب آمده است؟! مگر در باب مبالغه والاّ از نظر متعارف عرفی هیچوقت ضرب به معنای ضارب نمیآید، کجا ضرب به معنای ضارب آمده است؟! کجا علم به معنای عالم آمده است؟! به معنای حیثیت فاعلی میآید یعنی فاعلیت فاعل, نه به معنای اسم فاعل, در آن ذات اسم فاعل است.
