
جلسه ۱۲۳
الفريدة السادسة في الوحدة و الكثرة 40. غرر في غنائهما عن التعريف الحقيقي 41. غرر في تقسيم الوحدة نیمه دوم نوار راجع به مقام حضرت زهراء علیها السلام
جلسه ۱۲۳
توضیحات:
الفريدة السادسة في الوحدة و الكثرة 40. غرر في غنائهما عن التعريف الحقيقي 41. غرر في تقسيم الوحدة نیمه دوم نوار راجع به مقام حضرت زهراء علیها السلام
جلسه ۱۲۳
21حضرت زهرا حال و وضعش در آن موقع این است که آن مشیت خدا را در وجود خودش احساس میکند؛ انگار که خدا کارها را تفویض کرده باشد، این چگونه است؟ [مثلاً] میگوید که اگر میخواهید الآن با این لیوان آب بخورید و اگر میخواهید با این لیوان [دیگر] هم آب بخورید، اختیار آب خوردن [با هر دو لیوان] را در اختیار شما گذاشته است. امیرالمؤمنین میگوید که من میخواهم با این لیوان بخورم حضرت زهرا میگوید که چرا میخواهی با این لیوان بخوری؟ با لیوان دیگر بخور یعنی حالا که خدا اختیار را با ما گذاشته است و ما مجرای فیض هستیم پس چرا تو اینطرف قضیه را اختیار میکنی و طرف دیگر را اختیار نمیکنی؟! دوتا در سرشان بزن و به زمین بخوابانشان و اوضاع را درست کن.
در اینجا است که مسئلۀ سعۀ وجودی و شاکله مطرح میشود، امیرالمؤمنین به حضرت زهرا میگوید که من شاکلهام این است؛ عالم، عالم امتحان است و من در مقام تحمل هستم در مقام صبر هستم در مقام اجرای مصالح و مفاسد عالم بهدست خودم هستم که نظام عالم را براساس امتحان و اختبار و تمایز بین حق و باطل و تمییز بین سَره از ناسَره و خالص از غش پیش ببرم، اگر قرار باشد بر اینکه از اوّل یکی بر این و یکی بر آن بزنم پس دیگر امتحانی در کار نیست خوب و بدی دیگر در کار نیست شیعه و سنی در کار نیست. این [کار من] همان روش [پیامبران است] هر کسی از پیغمبران میآمد هم همین کار را میکرد؛ اگر نوح هم از اوّل یک نفرین میکرد همه میرفتند، ایوب هم همینطور، ابراهیم هم همینطور، تمام این انبیا که آمدند همه براساس عالم امتحان و عالم اختبار و عالم تمییز بین حق و باطل و ﴿أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتۡرَكُوٓاْ أَن يَقُولُوٓاْ ءَامَنَّا وَهُمۡ لَا يُفۡتَنُونَ﴾1 آمدند.
اگر ما بخواهیم یک اراده کنیم و همه را مؤمن کنیم پس اصلاً همۀ عالم باید سلمان شوند دیگر! پس فایدۀ عُمَر چیست؟! اصلاً چرا خدا از اوّل شیطان را درست کرد؟! حضرت زهرا میگوید که چرا این جریان اینطور است؟! چرا باید عُمَر باشد؟! میفرماید: «اِشْتَمَلتَ شِملَةَ الجَنِين!»2 حضرت میگوید که چهکار کنم؟! بیرون بیایم و شمشیر را بردارم یکییکی ـ از بالا تا پایینشان ـ را درو کنم؟! اصلاً چرا از اوّل شیطان آمد؟! چرا خدا شیطان را برحسب ظاهر بر انبیا غلبه داد؟! چرا اصلاً این منافقین در راه پیغمبر سنگ انداختند؟! چرا ابوسفیان و ابوجهل و امثالهم این بساط را درست کردند؟! چرا پیامبر از غار حرا آمد روی سرش زباله ریختند؟! با یک اشاره در هرجا که میرفت یک فوت به این میکرد یک فوت به آن میکرد یک اشاره به آن میکرد کلک همه کنده میشد و همه مخلصاً لوجه الله و خالصاً له الدین مسلمان میشدند! از آن اوّل که پیغمبر شروع به رسالت کرد شیطان هم دوشبهدوش و همتراز با پیغمبر دائماً جلو آمد حتی در بعضی جاها جلو میزد! قشنگ جلو میآمد و پیغمبر میدید که عقب ماند و شیطان جلو رفته است! تا فتح مکه شیطان جلو بود!
- . سوره عنکبوت (29) آیه 2. معاد شناسى، ج 5، ص 211:
«آيا مردم به مجرد اينكه به زبان بگويند ايمان آورديم، رها ميشوند؟! آيا چنين مىپندارند؟! نه چنين نيست؛ امتحان ميشوند تا بر خود آنها روشن گردد كه گفتار زبانى بدون اعتقاد و ايمان قلبى مثمر ثمرى نيست.» - . المناقب، ج ۲، باب ما تفرد من مَناقبه عليهالسّلام، فصل في ظلامة أهل البيت عليهمالسّلام، ص ۲۰۸.
- . سوره عنکبوت (29) آیه 2. معاد شناسى، ج 5، ص 211:
