اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

35. غرر في خواص الأجزاء

جلسه ۱۲۰

توضیحات:

35. غرر في خواص الأجزاء

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۲۰

3
  • قول دوم این است که آن جعل در خارج به وجود خورده است و وجود واحد است ولی عقل از این وجودِ واحد دو امر مرکب را انتزاع می‌کند؛ یکی ماده و یکی صورت؛ جنس و فصل. این یک مطلب بود که دلیل ایشان این‌طور بود.

  • ایشان می‌فرمایند که در اینجا یک مطلب دیگر هست و آن اینکه اگر ما قائل شویم به اینکه اصلاً تحقّق بالذاتی برای اجزاء حدّیه نیست و هرچه هست متعلّق به وجود است همان‌طوری‌که آن افرادی که قائل به وحدت این اجزاء حدّیه هم ذاتاً و هم وجوداً هستند می‌گویند: اجزاء حدّیه در وجود خارجی، هم ذاتاً واحد است و هم وجوداً؛ ذاتاً واحد است یعنی شما در این امر خارجی دیگر ماده و صورتی نمی‌بینید، در این امر خارجی یک شیء واحد بیشتر نیست حالا اسم آن شیء واحد را تقیّد وجود می‌گذاریم که تقیّد وجود عبارت از آن شیء واحد است، بعد این ذاتاً واحد می‌شود. وجوداً هم که خودمان داریم می‌بینیم که واحد است یعنی آن جعل به خود وجود خورده است. اینها در مقام جواب از اینکه پس بالأخره شما که قائل شده‌اید که این اشیاء خارجی مرکب هستند و از آن‌طرف قائل هستید به اینکه اجزاء حدّیه ذاتاً واحد هستند چه جوابی می‌دهید؟! اینجا کوسه و ریش‌پهن می‌شود چون از یک طرف می‌گویید که این اشیاء خارجی مرکب از جنس و فصل و ماده و صورت هستند از یک طرف می‌گویید که این ماده و صورت در خارج واحد هستند، این چطور با ترکیب می‌سازد؟! می‌گویند که عقل ما به اعتباراتی می‌آید امور متعدده‌ای را از یک امر بسیط انتزاع می‌کند یعنی یک ما‌به‌الاِشتراک اعتباری و یک مابه‌الاِمتیاز فرض می‌کند، همۀ اینها از امور بسیط هستند. همان‌طور که ما در اعراض همین حرف را می‌زنیم؛ همان‌طور که شما در کم، کیف، أین، متیٰ، فعل و انفعال که همه عرض هستند و عرض هم مرکب نیست بلکه بسیط است، جنسیتی به‌عنوان جنس برای اعراض درنظر می‌گیرید بعد برای آن یک فصلیت می‌آورید فرض کنید می‌گویید که اگر متصل باشد و قارّ باشد و فلان باشد اسمش را «کم» می‌گذاریم اگر قارّ نباشد و فلان نباشد و اتصال نداشته باشد اسمش را «کیف» می‌گذاریم. اینهایی که شما بعداً می‌گویید به‌عنوان یک فصل ممیّز برای یک امر بسیط قرار می‌دهید درحالی‌که فصل ندارد جنس ندارد اصلاً خود وجود آنها وجود فصلی است یعنی اصلاً آنها ما‌به‌الاِشتراک ندارند که به‌واسطۀ آن مابه‌الإشتراک برای آنها جنس تصور کنید. بین ما و غنم و اِبل و اینها مابه‌الإشتراک هست مابه‌الإشتراکمان حیوانیت است بعد ما روی این مابه‌الإشتراک یک فصل بار می‌کنیم و اسم یکی را ناطق و اسم دیگری را صاهل می‌گذاریم و...

/ 380