جلسه ۱۲۰
توضیحات:
35. غرر في خواص الأجزاء
جلسه ۱۲۰
14ثانِيُها الكلُ مجموعاً وَرَد بشرطِ الإجتماعِ و ثالثُها ما في قولِنا أو بِالشَّطرِ أيْ الكلُ مجموعاً بِنحوِ شَطْرِيَةِ الإجتماعِ و رابُعها ما في قولِنا أو نَفسِ الأجزاءِ التي بِالأسرِ أيْ الكل مجموعاً و لكن ذاتُ المجموعِ لا مَعَ الوصفِ العنواني.1
«اعتبار دوم این است که کل را مجموعاً درنظر میگیریم ماده و صورت به شرط اجتماع» که این ماده و صورت با همدیگر باشند نه جداجدا که اوّلی است، به شرط اینکه باهم باشند.
«اعتبار سوم این است که ماده و صورت و اجتماع [باهم باشند]» که این غلط است چون اجتماع که نمیتواند جزء برای او باشد.
«اعتبار چهارم این است که کل را مجموعاً درنظر بگیریم (یعنی ماده و صورتی که در خارج هستند را درنظر بگیریم) ولکن خود مجموع را درنظر میگیریم نه با وصف عنوانی اجتماع»، بلکه خود آن شیء که در خارج است [درنظر میگیریم].
فإنَّ ذاتَ المَجموعِ شيءٌ و هَيئةَ المجموعيةِ شيءٌ آخَر كما أنَّ ذاتَ الواحدِ شيءٌ و صفةَ الوحدةِ شيءٌ آخَر. و هذه الثلاثةُ مُتعلِّقةٌ بِقولِنا مجموعاً و مشتركةٌ في الإجتماعِ و المَعيةِ بِخلافِ الكُلِّ الأفراديِّ إذا عَرفتَ هذهِ:
فالسَّبقُ لِلأجزاءِ بِالأسْرِ علىٰ *** بمعنىً كان يَتلُوا الأوّلاً أي عَلى الكلِّ المجموعيِّ بِشرطِ الإجتماعِ لا بِالْمَعنَى الثَّالثِ فإنَّ هيئةَ الإجتماعِ أمرٌ اعتباريٌ فكذلك مجموعُ العارضِ و المعروضِ. فحَصَلَ المغايرةُ بينَ المتقدّمِ و المتأخّر.2
ذاتِ مجموع، شیئی است و هیئت مجموعیه شیء دیگری است همانگونه که ذات واحد یک شیء است و صفت وحدت که از آن انتزاع میشود شیء دیگر است.
و این متعلّق «قُلنا» است به اینکه میگویند: مجموعاً و این سهتای آخری در اجتماع و معیت مشترک هستند به خلاف کل افرادی که در آنجا اصلاً اجتماعی لحاظ نشده است. وقتی که این چهارتا را متوجه شدهاید پس سبق برای اجزاء است همگی بر کل که معلول باشد؛ آن شیء خارجی باشد، به معنای دوم که به شرط اجتماع است؛ بر کل مجموعی به شرط اجتماع نه به معنای ثالث چون در معنای ثالث اجتماع را جزء قرار دادیم درحالیکه این اجتماع یک امر اعتباری است هیئت اجتماع یک امر اعتباری است. همینطور مجموع عارض و معروض هم یک امر اعتباری میشود پس مغایرتی بین متقدّم و متأخّر داریم.
- منظومه، ج 2، ص 365.
- منظومه، ج 2، ص 365 و 366.

