جلسه ۱۱۸
توضیحات:
32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية
جلسه ۱۱۸
4روی همین اصل این مطلب معروفی که میفرمایند:
ليسَ الطبيعيُّ مَع الأفرادِ *** كَالأبِ بَل آبا مَعَ الأولادِ1 در اینجا مطرح میشود که کلی طبیعی یک فرد نیست که از آن انسانهایی در خارج زاییده شوند یعنی یک واحد باشد که آن یک واحد درعینحال کثیر باشد یعنی هم واحد است و هم کثیر است؛ واحد است بالعدد و کثرت از آن بهوجود میآید، نهخیر! بلکه برای هر فردی از افراد خارج یک انسان وجود دارد یعنی هر شخصی که در خارج هست با او یک انسانیتی هم هست, نهاینکه با او انسانیت نیست و آنها زاییدۀ آن انسان کلی هستند که جنبۀ تولید از آن قصد شود اینطور نیست.
این بحث تمام شد و خیلی هم مطلبی نداشت مانند فصل بعد که مطلب زیادی ندارد، عرض کردم که اینها مطالبی است که مهمّ آن گفته شده است.
بحث بعدی دربارۀ احکام بعضی از اجزای ماهیت است، میدانیم که جنس و فصل و امثالذلک اجزای ماهیت هستند و همینطور اعراضی که از مقولات بر آن ماهیت عارض میشوند. میفرمایند که اگر شما جنس و فصل را لابشرط بگیرید قابل صدق بر کثیرین است، لابشرط یعنی خود جنس را بهتنهایی درنظر بگیرید و درنظر نگیرید که منبابمثال خصوص جنس بدون فصل لحاظ شود و یا فصل بدون جنس لحاظ شود این لابشرط میشود اما همین جنس و فصل را شما میتوانید در ذهنتان بشرطلا تصور کنید همانطور که قبلاً میگفتید که ما این جنس و فصل را بشرطلا تصور میکنیم.
حالا این بشرطلا تصور کردن دو نحو است: یا بشرطلا در اعیان تصور میکنید یا بشرطلا در ذهن تصور میکنید؛ اگر لابشرط باشد شما میتوانید به انسان «حیوان» بگویید، شخصی که میآید انسان است میگوییم که این چیست؟ میگوید که این حیوان است که میآید، الآن اینجا لابشرط فرض کردید؛ لابشرط یعنی بر مجموع صدق کند، اشکالی ندارد که ماهیتی را که خصوص و حدودی را واجد است توسعه دهیم و بر مجموع اطلاق کنیم، مثل رقبه که به تمام انسان گفته میشود یا به یک انسان حیوان میگویند یا شما به یک فرس حیوان میگویید، مثلاً میگویید که این حیوان را چقدر اذیت میکنید؟ این فرس است وقتی که فرس است باید بگویید: «اسب» اما منبابمثال میگویید: چرا فرس را اذیت میکنید و اینقدر کاه بارش میکنید؟! یااینکه راجع به یک گوسفند میگویید: آیا به این حیوان آب دادهای که سرش را میبُرّی؟! چرا اسم حیوان را روی این گذاشتهاید؟! بهخاطر اینکه شما حیوانیت را لابشرط گرفتهاید، لابشرط به این معنا نیست که خصوص حیوان تنها را قصد کردهاید بلکه مجموعهای را قصد کردهاید که به آن مجموعه حیوان هم گفته میشود، اسم جزء را بر کل اطلاق کردهاید یا اینکه فرض کنید اسم ناطق را بر یک انسان بگذارید و به شخصی ناطق بگویید، این ناطق که فصل برای انسان است اسمش را روی حیوان بگذارید، باید بگویید که این حیوان ناطق است، نهاینکه بگویید که ناطق است ناطق فصلش است، باید بگویید که حیوان ناطق است، اما خواستیم از باب احترام که به کسی برنخورد حیوانش را انداختهایم و گفتهایم که این آقا ناطق است، اسم فصل را لابشرط روی مجموعهای گذاشتهایم، این هم اشکالی ندارد بالأخره اصطلاح است و قانون هم دست ما نیست دست خودشان هست اینطرفش میکنند آنطرفش میکنند مسئلهای نیست! بههرصورت مسئلۀ منطقی است و به اشکالی برنمیخورد.
- منظومه، ج ۲، ص ۳۳۹.

