اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية

جلسه ۱۱۸

توضیحات:

32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۸

13
  • می‌گوییم: فصل حیوان حساس و متحرک بالإراده است درحالی‌که ما از حیوان شناخت نداریم لذا می‌گوییم که حیوان این‌طور است؛ متحرک و حساس بالإراده است، فصل ملزوم این دوتا است، نه اینکه خود این دوتا است، ملزوم هم واحد است، دو بروز و ظهور داریم ولی خودش یکی است.

  • و الفصلُ منطقیٌ و هو لازمُ الفصلِ الحَقیقی کَالناطقِ أو النطقِ للإنسان فهو لیس فصلاً حقیقیاً إذ لو أریدَ النطقُ الظاهریُّ کان کیفاً مسموعاً و لو أریدَ النطقُ الباطنیُّ أیْ درکُ الکلیاتِ کان کیفاً أو إضافةَ أو انفعالاً و کلُها أعراضٌ لا تَقومُ الجوهرَ النوعی و لا تُحصّل الجوهرَ الجنسی و مِثلُه الصاهل و الناهق و الحساس و المتحرک بِالإرادة و غیرها.1

  • فصل منطقی لازمۀ فصل حقیقی است مانند ناطق یا نطق برای انسان. این فصل، فصل حقیقی نیست، اگر شما نطق را نطق ظاهری بگیرید این کیف مسموع می‌شود و کیف نمی‌تواند فصل جنس شود، اگر نطق باطنی بگیرید یعنی درک کلّیات این کیف نفسانی است و یا اگر اضافه و انفعال بگیرید تمام اینها عرض هستند و عرض، جوهر نوعی را قوام نمی‌بخشد و جوهر جنسی را تحصیل نمی‌کند و مثل این است صاهل و ناهق و حساس و متحرک بالإراده و امثال‌ذلک.

  • و قد تُقرِّرَ أنَّ الشَّیءَ غیرُ مُعتبرٍ فی المشتقاتِ و لا سیَّما الفصول. و اشتقاقیٌ أی المشتقُ منه و المَحکیُ عنه کمبدإ الفصلِ المنطقیِ و هو الملزومُ کَکَونِ الإنسان ذا نفس ناطقةٍ و کونِ الفرسِ ذا نفسٍ صاهلةٍ و کونِ الحیوانِ ذا نفسٍ حساسةٍ.2

  • «قبلاً گفتیم که شئ در مشتقات معتبر نیست»، وقتی که می‌گوییم: «ضارب» این‌طور نیست که «شیءٌ ثَبَتَ له ‌الضرب» یا «ذاتٌ ثَبَتَ له ‌الضرب» باشد «و مخصوصاً در فصول» که فصل عبارت است از خصوص خود آن ذوالفصل یعنی خصوص آن ذات است بنابراین وقتی که می‌گوییم: «ناطق» این‌طور نیست که ناطق شئ ثَبَتَ له نطق, ناطق یعنی گوینده یعنی کسی که نطق دارد، اگر بگوییم که شیء ثَبَتَ له نطق در اینجا یک ذات درنظر می‌آید که شما خیال کنید که ناطق واقعاً فصل است، نه! ما می‌گوییم که ناطق یعنی گوینده یعنی همین جهت بیان مطلب، ناطق یعنی بیان کنندۀ مطلب که با ذاتی که ثَبتَ له نطق است دوتا است و فرق دارد؛ ذاتی که ثَبتَ له نطق یعنی یک شیئی غیر از حیوان که نطق بر آن صادق است ولی ناطق یعنی خود گوینده.

    1. منظومه، ج ۲، ص 354.
    2. همان.
/ 0