جلسه ۱۱۷
توضیحات:
31. غرر في اعتبارات الماهية
جلسه ۱۱۷
8یکی از مواردی که این واسطۀ در عروض خیلی در آن خفی است جنس و فصل است؛ اصلاً تحصّل جنس به تحصّل فصل است وقتی که فصل نباشد اصلاً جنسی هم نیست. مخصوصاً در بسائط که فقط فصلِ تنها هستند و در آنجا جنس معنا ندارد مانند مجردات و عقول، و تمام اینها مابهالاِشتراک و مابهالاِختلاف ندارند، خود آنها مابهالاِختلاف هستند یعنی خود جنبۀ وجودی آنها فصل برای هرکدام از اینها است.
تلمیذ: پس میشود گفت که فصل این است که جنسی داشته باشد. این مابهالاِمتیاز، مابهالاِمتیاز ذاتی است، پس باید چیزی باشد که این امتیازش باشد.
استاد: بله، در اینجا مابهالاِمتیاز همان اصل وجود میشود چون اینها دارای ماهیت نیستند، خود وجود؛ همان اشتداد وجودی فصل اینها است. والاّ اینها اصلاً دارای ماهیات نیستند.
تلمیذ: مثلاً خود جنس و فصل و اینها وجود است این دیگر در ماهیات ...
استاد: در مجردات ماهیات نمیگویند چون ماهیات مربوط به عالم طبع است. به خود سنخۀ وجودی آنها فصل میگویند.
لذا تحصّل در اینجا اوّلاً و بالذّات به فصل و بعد به جنس تعلّق میگیرد. اینهم مطلبی که اینجا مرحوم حاجی بهتناسب بعضی از احکام بیان کردند.
و هُو أيْ الثَّاني بِكُلِّيٍ طَبيعيٍ وُصِفْ لَا الأوَّلُ و إنْ وَقَعَ في بَعضِ العِباراتِ لِأَنَّه أمرٌ عَقليٌ لا وجودَ له في الخارجِ.
و كونُه أيْ وُجودُه مِن كونِ أيْ وُجودُ قِسمَيهِ أعْنَي الماهيةَ بِشرطِ شَيءٍ و الماهيةَ بِشرطِ لَا بِالمعنَى الثَّاني فإنَّه المادةُ و خُصوصاً الثَّانيةُ مَوجودةُ كُشِف.1
دومی که مقسم باشد؛ لابشرط مقسمی به کلی طبیعی وصف شده است نه اوّلی که لابشرط قسمی باشد گرچه در بعضی از عبارات کلی طبیعی را به لابشرط قسمی گفتهاند، چون لابشرط قسمی یک امر عقلی است و وجود خارجی ندارد. و وجود کلی طبیعی از وجود دو قسمش که ماهیت بشرطشیء و بشرطلا به معنای ثانی است چون ماهیت بشرطلا همان ماده است و مخصوصاً مادۀ ثانی که وجود دارد کشف میشود.
- منظومه، ج 2، ص 344 و 345.

