اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

31. غرر في اعتبارات الماهية

جلسه ۱۱۷

توضیحات:

31. غرر في اعتبارات الماهية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۷

7
  • تلمیذ: یک وقت می‌گویید: «سفید» یک وقت هم می‌گویید: «لا سفید».

  • استاد: بله، حالا اگر سیاه هم بود، بود یا مثلاً رنگ دیگر.

  • تلمیذ: وقتی ما گفتیم: «لا سفید» بالأخره یا سیاه است یا زرد است، آن‌وقت همه شیء است.

  • استاد: خب شما سیاه را هم می‌توانید بگیرید، یک شخص را اکرام کن ...

  • ... شما مقسم خودتان را در اینجا ساکت کردید. مقسم در اینجا شیئی است که از بشرط‌شیئیت و بشرط‌لائیت ساکت است ولی در خارج خواهی‌نخواهی یا بشرط‌شیء است یا بشرط‌لا است. دیگر در خارج که ما لابشرط دیگری نداریم، آن‌وقت آن ماهیتی که ما باز در خارج لابشرط لحاظ کنیم، اصلاً در خارج وجود ندارد و وعائش فقط می‌تواند ذهن باشد. لذا از این نقطه‌نظر می‌توانیم بگوییم که حق با مرحوم حاجی است و همیشه لابشرط مقسمی لابشرطی است که حتی مقیّد به لابشرط هم نیست ولی لابشرط قسمی مقیّد است، آن‌وقت آن لابشرط قِسمی، قِسم برای مقسم می‌شود منتها قسم وجود ذهنی می‌شود.

  • یک وقت اشکال نکنید که مگر خود این مقسم نباید با وجود آن قسم وجود پیدا کند؟! ما می‌گوییم که آن قسم برای این است منتها قسمش وجود ذهنی است. ممکن است این مقسم ما هم قسم خارجی و هم قسم ذهنی داشته باشد، این قسم ذهنی‌‌اش می‌شود و آن دو قسم بشرط‌شیء و لائیتش هم مربوط به خارج می‌شود.

  • بعد مرحوم حاجی می‌فرماید که مطلب دیگری در اینجا است که آن مطلب این است که آیا این وجود به کلی طبیعی می‌خورد یااینکه وجود به وجود [افراد است] یعنی آیا خود کلی طبیعی وجود دارد یا کلی طبیعی به وجود افراد وجود دارد؟! ایشان می‌فرماید که کلی طبیعی خودش به‌تنهایی وجود ندارد بلکه وجودش به وجود افراد است ولی این انفکاک بین واسطۀ در عروض بودنش و امثال‌ذلک آن‌قدر خفی است که انسان خیال می‌کند که وجود به همان کلی طبیعی خورده است. واسطۀ در عروض مثل همان جالس سفینه یا ابیضیتی که واسطۀ در عروض برای جسم است که خود بیاض اوّلاً و بالذّات به خود ابیض می‌خورد، ابیض خودش ابیض است و سفیدی به خود سفید می‌خورد و بعد آن ابیضیت واسطۀ در عروض سفیدی به جسم است. در واقع مراتب فرق می‌کند و در بعضی از جاها این قضیه روشن است مثل سفینه و جالس سفینه، در اینجا روشن است که حرکت اوّلاً و بالذّات برای سفینه است و بعد برای جالس سفینه است ولی در بعضی از موارد مانند همین کلی طبیعی و اینها، این واسطه خفی است به‌طوری‌که مردم خیال می‌کنند که اوّلاً و بالذّات وجود به کلی خورده است، به همان ماهیت انسان خورده است درحالی‌که آن ماهیت انسان شیئی غیر از وجود زید و عمرو و بکر نیست بلکه وجود اوّلاً به زید و عمرو و بکر تعلّق گرفته است بعد به آن انسان تعلّق می‌گیرد.

/