جلسه ۱۱۷
توضیحات:
31. غرر في اعتبارات الماهية
جلسه ۱۱۷
3این مایع اگر بخواهد در خارج وجود پیدا کند آیا ممکن است یا ممکن نیست؟! ممتنع است وعائش فقط ذهن است چون مبهم است و ما در خارج مایع مبهم نداریم، بهعکس اوّل چون آن مایع اوّل که مقسم بود را وقتی که ما لحاظ میکردیم به آن مایع، مایع میگفتیم و اشکال ندارد که بشرطشیء لحاظ شود یا بشرطلا لحاظ شود. اگر بشرطشیء لحاظ شود مصداق برای این مقسم است و اگر بشرطلا لحاظ شود ما در خارج یک مایع بشرطلا داریم؛ مایعی که قرمز نیست سفید است مثل شیر، این در اینجا مصداق برای آن مایع است. منبابمثال من گرسنه یا تشنه هستم و بدنم به یک مایع احتیاج دارد، میگویم که در خانه آب دارید؟ میگوید: «نه، در یخچال آب نداریم همۀ لولهها در کوچه ترکیده است آب خانه را بستهاند». میگویم: «شربت دارید؟» میگوید: نه، میگویم: «یک مایعی بیاور؛ حالا هر چیزی میخواهد باشد». اینکه میگویم یک مایعی باشد یعنی اگر شیر هم دارید کفایت میکند. اینکه گفتم: «یک مایعی بیاور؛ هر چیزی میخواهد باشد» این مایع بشرطشیء است یا بشرطلا است؟ هیچکدام، مطلق است یعنی من از بشرطشیء بودن یا بشرطلا بودن ساکت هستم بنابراین شما هرچه را که بیاورید مصداق برای این کلی خواهد بود. این کلی طبیعی میشود.
بیان کلام مرحوم خواجه و بوعلی در لابشرط قسمی بودن کلی طبیعی
بنابراین مرحوم خواجه و بوعلی در اینجا کلی طبیعی را لابشرط قسمی گرفتهاند و گفتهاند که وقتی شما میگویید: مایعی که نه بشرطشیء باشد و نه بشرطلا باشد؛ اینکه میگوییم: مایعی که مقیّد به لابشرطیت باشد یعنی این مایعِ لابشرط را میخواهم یعنی مایعی که شرط شیء در آن نباشد؛ مایع سفید، قرمز، صورتی و یا سبز نباشد، مایع بشرطشیء را از شما نمیخواهم پس این دستۀ مایع بشرطشیءها کنار رفت. خودمان آن را به لابشرط شیء و لابشرط لا مقیّد کردیم. حالا آمدیم سراغ بشرطلا؛ مایع لابشرط لا از شما میخواهم یعنی مایعی که سفید نباشد نمیخواهم، قرمز نباشد نمیخواهم، از شما سؤال میکنند پس چه چیزی میخواهید؟! شما که بشرطشیء را از من نفی کردی و بشرطلا را از من نفی کردی. اگر شیر برایت بیاورم به شرط سفیدی میشود، اگر آب خالی برایت بیاورم بشرطلا میشود؛ به شرط از هر رنگی، درست شد؟! اگر سبز برایت بیاورم مثل آب خیار یا اگر قرمز برایت بیاورم مثل شربت آلبالو بشرطشیء میشود. پس تو یک چیزی به من بگو، یک مفهومی به من بگو که در خارج وجود داشته باشد که من آن را برایت بیاورم! پس لابشرط قسمی اصلاً وجود خارجی ندارد. وجود خارجی که نداشته باشد دیگر نمیشود کلی طبیعی واقع شود چون کلی طبیعی وجودش به وجود افراد است.

