جلسه ۱۱۷
توضیحات:
31. غرر في اعتبارات الماهية
جلسه ۱۱۷
11«تحقّق اوّلاً و بالذّات برای وجود است و ثانیاً و بالعرض برای ماهیت است» چون ماهیت اعتباری است و وجود حقیقت و اصالت دارد. «از آنجایی که گفتیم شخص واسطۀ در عروض است آن واسطه مناط برای اتصافِ ذیالواسطه است به شیء بالعرض» آن واسطه که شخص و وجود است مناط است برای اینکه آن ماهیت که ذیالواسطه است به یک وجود، به عرض متصف شود. «اتصاف خود آن واسطه به آن شیء بالذّات است و این واسطه بر انحائی است؛ بعضی از این واسطهها خفی و بعضی جلی هستند، در بعضی صحت سلب ظاهر است و در بعضی از آنها میتوانیم آن شیء را از آن ذیالواسطه سلب کنیم مثل حرکت سفینه و حرکت جالس آن»؛ الآن ما آن شیء را که حرکت باشد میتوانیم از جالس سلب کنیم. «در بعضی از اینها واسطه خفی است مثل ابیضیت» که برای جسم نیست، جسم از ابیضیت آبی است، ابیضیت برای بیاض است ولی این ابیضیت واسطه است در اینکه ما به جسم هم بیاض بگوییم، واسطۀ در عروض بیاض برای جسم است.
«در بعضی از موارد این واسطه خیلی مخفیتر است مانند جنس در باب تحصّل ـ این حیث تعلیلی است ـ زیرا فصل میآید و به این جنس وجود میدهد» حالا اگر وجود نگوییم، تحقّق و تقرّر میدهد؛ فصل میآید به این جنس تحقّق و تقرّر میدهد یعنی جنس بدون فصل هیچکاره است. «فصل این جنس را تحصیل میکند» این جنس بدون فصل مثل هیولای مبهمه میماند. اصلاً میشود که در عالم مادۀ بدون صورت وجود داشته باشد؟! آیا میشود مادهای داشته باشید ولی فعلیت نداشته باشد؟! [اگر باشد] پس چیست؟! چیزی نیست، هر شیئی که فعلیت دارد آن صورت آمده است به این شیء فعلیت داده است شما مادهای را در عالم تصور کنید که این ماده نه پشم باشد، نه پنبه، نه نفت، نه سنگ و نه آهن باشد ...

