اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

31. غرر في اعتبارات الماهية

جلسه ۱۱۶

توضیحات:

31. غرر في اعتبارات الماهية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۶

3
  • حالا متن این مقداری که عرض شد را بخوانیم تا اینکه ببینیم آیا می‌توانیم ادامه دهیم.

  • غررٌ في اعتباراتِ الماهية:

  • التي لا يَخلو عَنها ماهيةٌ مِن الماهياتِ بَل تَجري في الوجودِ عِند أهلِ الذُّوق.

  • قَد اقتَفَينا نَحن أثَرَهم في كَثيرٍ مِن المَواضعِ.1

  • خالی نیست از این اعتبارات، ماهیتی از ماهیات بلکه این اعتبارات، در وجود هم نزد اهل ذوق جاری می‌شوند. ما در بسیاری از مواضع هم به‌دنبال آنها هستیم (و در اینجا همان‌ها را در وجود هم ملاحظه می‌کنیم).

  • ـ حالا یک وقت وجود را بشرط‌لا أخذ می‌کنیم یعنی بشرط عدم جامعیتش با شیء دیگر، به شرط عدم تنزّلش، به شرط عدم تعیّنش که این می‌شود مقام هوهویت.

  • ـ یک وقت وجود را بشرط‌شیء لحاظ می‌کنیم، به شرط تقیّد و تعیّن که این می‌شود مقام واحدیت که همین مقام اسماء و صفات است؛ وجود با تعیّن و وجود با نزول در مراتب.

  • ـ یک وقت وجود را لابشرط اخذ می‌کنیم که همان مطلق‌الوجود می‌شود که هم شامل مقام هوهویت و احدیت است و هم شامل مقام واحدیت است. در خود ماهیات هم این را لحاظ می‌کنند، یعنی یا ماهیت بشرط‌شیء است یعنی به شرط انضمامش با شیء دیگر است و جنس را با فصل یا تنهایی یا لابشرط یا مطلق یا بشرط‌لا لحاظ می‌کنند. بشرط‌لا هم دو نوع است یا از همۀ عوارض مجرد است یا اینکه از همۀ عوارض و خصوصیات [مجرد] نیست که این در خصوص ماهیت هم هست.

  • فَالماهيةُ مَخلوطةٌ و مطلقةٌ و مجردةٌ عندَ اعْتِبارات عَليها أيْ عَلى الماهيةِ مَوردة مِن‌ ـ بيانٌ لِلاعتبارات ـ لابشرط ناظرٌ إلى المطلقةِ و كَذا بِشرطِ شي‌ءٍ ناظر إلى المَخلوطةِ و مَعنيي بِشرطِ لا ناظر إلى المُجردةِ استمع إلي. فَأوَّلُ‌ أيْ أوَّلُ مَعنيَي بِشرطِ لا حَذفُ جَميعِ ما عَدا حَتى الوجودِ خارجاً أو ذهناً.

  • و هذا هو المستعملُ في مباحثِ الماهيةِ مُقابلاً لِلمطلقةِ و المَخلوطةِ. و حيثُ اعْتُبِرَ تَجرّدُه عَن جميعِ ما عَداه فَلا وجودَ لِلماهيةِ المُجردةِ في الذِّهنِ فَضلاً عن الخارجِ.2

    1. منظومه، ج 2، ص 339.
    2. منظومه، ج 2، ص 340.
/ 380