جلسه ۱۱۵
توضیحات:
31. غرر في اعتبارات الماهية
جلسه ۱۱۵
3بعد البته ایشان میفرمایند که در موجبۀ معدوله هم نیاز به ثبوت موضوع داریم یعنی موضوع ما باید قبلاً ثابت باشد ولی در سالبۀ محصّله موضوع هم ثابت نبود، نبود چون در آنجا سلبِ به انتفاءِ موضوع هم صحیح است بنابراین از این نقطهنظر دیگر در اینجا صحبتی نیست و ما باید آن را موجبۀ معدوله بگیریم. این یک مطلب بود.
لحاظ ماهیت به اعتبارات مختلف
مطلب دیگری که در باب ماهیات هست ـ اینها دیگر مطالبی هستند که خیلی عمقی هم نیستند و یکمشت اصطلاحات هستند که همینطور زود بخوانیم و بهتر است تمامش کنیم ـ [این است که] میشود هر ماهیتی را به اعتبارات مختلف لحاظ کنیم؛ یک وقت ماهیت را بشرط شیء لحاظ میکنیم یعنی منضمناً با شیء دیگر مثلاً یک انسان را درنظر میگیریم، حیوان را درنظر میگیریم به شرط انضمامش با ناطق، ماده را درنظر میگیریم به شرط انضمامش با صورت، این ماهیت بشرط شیء میشود. یک وقت ماهیت را لابشرط قصد میکنیم؛ یعنی خود ماهیت را درنظر میگیریم و اصلاً در ذهنمان نیست که آیا با یک نوعی یا با یک جنسی باشد؟ آیا با یک جنس، فصل دیگری باشد؟ نه! فصل، صورت ممیّزۀ شیء است. حالا این صورت ممیّزۀ شیء آیا با جنس صورت ممیّزه است بدون جنس صورت ممیزه است؟
تعریف ماهیت مطلقه
میخواهیم خود این شیء را معنا کنیم این میشود ماهیت مطلقه؛ ماهیت مطلقه آن ماهیتی است که با درنظر گرفتن آن، هیچ چیزی لحاظ نمیشود و هیچ چیزی درنظر نمیآید. یک وقت میگوییم: پسر فلانی چطور است؟ شما میگویید که پسر فلانی حالش خوب است. میگوییم: پسر فلانی اینجا هست؟ شما میگویید: بله. پسر فلانی را در مسجد دیدید؟ میگویید: بله، حالش خوب بود. آیا مادرش هم با او بود یا پدرش با او بود؟ ما اینها را هیچ درنظر نمیآوریم.
یک وقت میگوییم که بچۀ فلانی را در خیابان دیدم که میرفت، ـ این بچه سه یا دوساله است ـ اینکه میگوییم: بچۀ فلانی در خیابان میرفت در اینجا بچۀ سهساله که تنها در خیابان راه نمیرود بالأخره دست این بچه یا در دست پدر یا مادرش است، در اینجا پسر فلانی به شرط انضمامش با مادر یا با پدر است این ماهیت بشرط شیء میشود، ماهیت اینجا با انضمام به شیء دیگر قصد شده است.

