اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

31. غرر في اعتبارات الماهية

جلسه ۱۱۵

توضیحات:

31. غرر في اعتبارات الماهية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۵

13
  • در اینجا مرحوم سید این مطلب را می‌توانست به‌نحو دیگری بیان کند؛ می‌توانست مطلب را برهانی بیان کند. مرحوم سید در قضیۀ استدلالش با مرحوم شیخ بیشتر شهود خودش را به زبان می‌آورد و برای او بیان می‌کند اما او یک طرف پل است و شیخ طرف دیگر پل است و بالأخره قضیه به متلک و گوش خر1 و فلان رسید. البته سید در استدلال خودش قوی است ولی اگر مسئلۀ مرتبۀ علّیت را خوب بیان می‌کرد [این‌طور نمی‌شد].

  • من به مرحوم آقا در سفر قبلی که مرحوم آقای بهجت هم آمده بود و راجع ‌به این قضیه بحث شد گفتم که من براهین متفاوتی برای این مسئله دارم که یکی از آنها مسئلۀ قوه و فعل است و یکی از آنها مسئلۀ حرکت است و یکی از آنها برهان اصالت وجود است و یکی از آنها مسئلۀ وحدت وجود است و دیگری مسئلۀ علّیت است، گفتم که اگر کسی علّیت را خوب بفهمد که اصلاً علّیت یعنی چه، تمام مطالب شیخ محمدحسین پی کارش می‌رود و اصلاً دیگر معنا ندارد که شما قائل به عین ثابت بشوید.

  • اتفاقاً این مطلب را مرحوم آقای بهجت هم که آمده بودند فرمودند که بله! آقای شیخ محمدحسین هم در تحفة‌الحکیم در یک‌جا دارند، ـ من [کتاب] را آوردم و مرحوم آقا به من نشان دادند ـ خود ایشان اقرار می‌کند بر اینکه معلول در مرتبۀ علّیت فانی در علت می‌شود و در آنجا هیچ اثری از آن نیست، این مطلب را در بحث وحدت و کثرتی که دارد، بیان می‌کند. 2 البته [این کتاب] برای اواخر عمرشان بوده است که بعضی از شاگردان [مرحوم قاضی رضوان الله علیه] با ایشان صحبت کرده بودند و مسئله را برای ایشان روشن کرده بودند.

  • می‌خواهم بگویم که شیخ محمدحسین اهل شهود نبوده است اما بالأخره از راه برهان به این مسئله رسیده است که خیلی مهم است. ایشان مراتب عرفانی نداشت البته اهل مکاشفه بود و نفس خیلی خوبی داشت و اهل ریاضت بود و مراتب عالی داشت ولی درهرصورت نمی‌توانیم بگوییم که آن مسائل توحیدی برای ایشان حل شده است. به‌هرجهت این مطلب را در آنجا بیان می‌کنند و البته به‌عنوان برهان نمی‌آورند و فقط به‌عنوان یک مسئلۀ مفروغٌ‌عنه بیان می‌کنند که در اینجا اشکالی ندارد. شاید در اشعار در مقام برهان هم نبودند.

    1. توحيد علمى و عينى، ص 119؛ مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۵۶ ـ ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن:
      گوش خر بفروش و ديگر گوش خر***كاين سخن را در نيابد گوش خر
    2. مصدر در حال بررسی.
/ 222