جلسه ۱۱۵
توضیحات:
31. غرر في اعتبارات الماهية
جلسه ۱۱۵
10«إذ فی مُلاحظةِ الماهیةِ مِن حَیثُ هی لا وجودَ بعدُ»؛ اگر سالبۀ محصّلۀ معدوله بگیرید یعنی آن موضوع هست و آن صفت هم بر او بار میشود درحالیکه در آن ماهیت اصلاً وجود و عدمی را لحاظ نمیکنیم.
بیان فرق سالبۀ محصّله با معدوله
و لا اقتضاءَ شیءٍ شیئاً لیسَ اقتضاء ما قابَلاً أیْ مُقابِلَه حَتی یُتَوَهَّمَ أنَّ الماهیةَ إذا لم تَکنْ فی مرتبةِ ذاتِها مَوجودةٌ فهی فیها مَعدومةٌ و إذا لم تَکنْ واحدة کَانتْ کثیرةً و هکذا.
اینکه شیئی، شیئی را اقتضا نکند به معنای این نیست که مقابلش را اقتضا میکند تااینکه توهم شود که ماهیت اگر در مرتبۀ ذاتش موجود نیست و شما وجود را برداشتید پس معدوم است و اگر واحد نبود باید کثیر باشد (اگر متحرک نبود پس باید عدم متحرک باشد) و هکذا.
یعنی سالبۀ محصّله بودن با معدوله بودن دوتا است، اقتضای مقابل، معدوله است و عدم اقتضا شیء، شیئی را سالبۀ محصّله است، این دو فرق میکنند. «... فهی فیها مَعدومةٌ» یعنی عدم در آن داخل است درحالیکه نه وجود در مرتبۀ ذات ماهیت است و نه عدم در مرتبۀ ذات ماهیت است، اینکه میگوییم: ماهیت وجود را اقتضا نمیکند به این معنا نیست که مقابلش را که عدم باشد اقتضا میکند.
غررٌ في اعتباراتِ الماهية:
التي لا يَخلو عَنها ماهيةٌ مِن الماهيات بَل تَجري في الوجودِ عِند أهلِ الذُّوق1.
... این اعتباراتی که میگوییم، هیچ ماهیتی از این اعتبارات خالی نیست [بلکه] اینها نزد اهل ذوق و عرفان در وجود هم جاری میشوند.
یعنی ما ماهیت را با این اعتبارات درنظر میگیریم؛ بشرط شیء، بشرط لا، لا بشرط و امثالذلک.
فرق مقام احدیت با واحدیت
اهل ذوق و عرفان گاهی وجود را خالی و صرف از هر شائبه و هر تعیّنی درنظر میگیرند حتی اسماء و صفات که این مقام احدیت و وجود منبسط میشود. یکوقت وجود را با توجه به مراتب نزول، اسماء و صفات، کلیه و جزئیه و امثالذلک درنظر میگیرند که این مقام واحدیت میشود یکوقت وجود را درنظر میگیرند لابشرط از اسماء و صفات که این وجود مطلقه میشود، مجموع وحدت در کثرت و امثالذلک.
- منظومه، ج 2، ص 339.

