جلسه ۱۱۴
توضیحات:
الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها
جلسه ۱۱۴
6تلمیذ: این همان نیست که میگویند: «الماهیة لیس إلاّ هی» ؟
استاد: بله همان است ولی ایشان آن را شرح میدهند.
و الذاتُ و الحقیقةُ أیْ کُلُّ واحدٍ مِنهُما قیلَت عَلیها أیْ عَلی الماهیةِ مَع وجودٍ خارجی. فَلا یُقال ذَات العَنقاء و حَقیقتُها بَل ماهیتُها فإنَّ الماهیةَ أعمٌ مِنهُما. لکنَّ رُبَما لا یُراعیٰ هَذا الفَرقُ فَیُستَعمَلُ کُلٌّ بِمعنی.1
ذات و حقیقت هر کدام از این دوتا به ماهیت گفته میشود درصورتیکه آن شیء وجود خارجی داشته باشد. ذات عنقا و حقیقتش نمیتوانیم بگوییم چون عنقا وجود ندارد اما ماهیت میتوانیم بگوییم، ماهیت اعمّ از هردو است لکن بعضی اوقات این فرق مورد توجه قرار نمیگیرد، در اینصورت هرکدام به معنای دیگری میآید (و به اشیائی که وجود خارجی ندارند مثل عنقا ذات و حقیقت گفته میشود).
ذات و حقیقت، هرکدام از این دوتا به ماهیت گفته میشود؛ شما به ماهیت هم میتوانید «ذات» بگویید و هم «حقیقت» بگویید. حقیقت زید چیست؟ حیوان ناطق است، ذات زید چیست؟ حیوان ناطق است، ماهیت زید چیست؟ حیوان ناطق است. هرکدام از این سهتا را میتوان گفت ولی حقیقت با وجود خارجی گفته میشود.
و کُلّهَا المعقولُ ثانیاً یَجی إذ مَعلومٌ أنَّه لَیسَ فی السَّوادِ أمرٌ یُحاذی کونُه ماهیةً مطلقةً أو ذاتاً و حقیقة مُطلقتین وَراءَ الماهیةَ الخاصةَ أعْنَی اللونَ القابضِ لِنورِ البَصَرِ.2
معنای ذات و حقیقت شیء
تمام اینها معقولات ثانی هستند معلوم است ما در سیاهی چیزی نداریم که با ماهیت مطلقه محاذات داشته باشد، مقابل هم باشند، یا ذات و حقیقت مطلقه باشد، غیر از آن ماهیت خاصهای که نور چشم را میگیرد ما دیگر ماهیت یا ذات یا حقیقتی نداریم.
«و کُلّهَا المعقولُ ثانیاً یَجی» چون همانطور که عرض کردیم ظروف اتصافشان در ذهن است، ذات که چیزی نیست؛ ذات یک انتزاع ذهنی است که بهعنوان یک حقیقت کلی است، ذات شیء یعنی آن صورت جنسی یا فصلی شیء، حقیقت شیء یعنی صورت یا فصلیت شیء، آیا ظرف اتصافش در ذهن است یا در خارج است؟ آیا شما در خارج میگویید که این ذات است؟ یعنی این آقایی که ریش، عمامه، کلاه و امثالذلک دارد یک ذات هم روی آن دارد یااینکه ما آن را انتزاع میکنیم؟! این انتزاع ذهن است یعنی ظرف اتصافش در ذهن است.
- منظومه، ج 2، ص 333.
- همان.

