اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها

جلسه ۱۱۲

توضیحات:

الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۲

3
  • اگر شما بیرون بروید می‌بینید که تمام سؤالاتی که مردم از یکدیگر می‌کنند از این سؤالات تجاوز نمی‌کند یعنی یا از وجود خود شیء سؤال می‌کنند؛ بدون اینکه اصلاً طرف بفهمد که چه چیزی است و چه چیزی نیست مثلاً سؤال از وجود شیء غالباً در آن مواردی است که طرف یک اسمی را شنیده است ولی از خصوصیاتش خبر ندارد که چیست، فقط یک خصوصیت اجمالی از آن دارد.

  • وقتی که ما در بیمارستان بودیم یک دهاتی بود که شنیده بود که اصطلاح آب مروارید کاتاراکت1 است بعد هرجا که می‌رفت دائماً می‌گفت که فلانی کاتارا دارد! ولی اصلاً نمی‌دانست که چیست، خودش یک مریض داشت، هر مریض چشمی که می‌آوردند خیال می‌کرد آب مروارید است! بالای سر مریض می‌رفت ـ می‌خواست به زبان آنها بگوید ـ و می‌گفت که این فرد کاتارا دارد؟! بعد می‌گفتند که چه می‌گویی؟! می‌گفت کاتارا مرضی است که خیلی خطرناک است! او فقط همین‌قدر یک کاتارا شنیده بود که به آب مروارید کاتارا می‌گویند! البته کاتاراکت است ولی بلد نبود لذا بالای سر هر کسی می‌رفت به او می‌گفت که کاتارا دارد؟! این را هل بسیطه می‌گویند! اصلاً نمی‌فهمید که آب مروارید چیست، چه اثری در مردمک ایجاد می‌کند، چه اثری در قرنیه ایجاد می‌کند، فرقش با آب سیاه چیست، چه نوع ناراحتی‌ای است، آیا باید عمل کرد یا عمل نکرد، وقت عملش چه زمانی است و آیا خطر دارد یا ندارد! هیچ نمی‌دانست! فقط چون مریضش آب مروارید داشت او هم اسم این را یاد گرفته بود و هرجا که می‌رفت می‌گفت: کاتارا دارد؟!

  • حالا خیلی از مردم هم بدون اینکه حقیقت یک شیء را بفهمند همین‌قدر که اجمالاً ولو یک در هزار چیزی به گوششان برسد از آن سؤال می‌کنند و تا اینکه به حقیقت آن برسند خیلی فاصله دارند. بنابراین اگر ما بخواهیم سؤالات مردم را دسته‌بندی کنیم اوّلین مرتبه‌ای که فرد گوشش را باز می‌کند و چشمش را به دهان کسی می‌دوزد این است که اگر اسمی به گوشش خورد بفهمد که به چه چیزی می‌گویند؟ من‌باب‌‌مثال وقتی که اسم عنب به گوشش خورد، نمی‌فهمد انگور است البته خود انگور را می‌داند اما مثلاً به عربستان رفته است آنجا دیده است که به انگور عنب می‌گویند. آن فرد سؤال می‌کند که عنب به چه می‌گویند؟ می‌گوید که به انگور می‌گویند! می‌گوید که آهان فهمیدم.

    1. آب مروارید یا کاتاراکت (به فرانسوی: cataracte) نوعی بیماری‌ چشم با دلایل مختلف است که با تار شدن عدسی چشم آغاز شده و با افزایش تیرگی و کدر شدن عدسی، بینایی چشم مختل می‌شود.
/ 380