اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفريدة الرابعة في الفعل و القوة 29. غرر في أقسامهما

جلسه ۱۱۰

توضیحات:

الفريدة الرابعة في الفعل و القوة 29. غرر في أقسامهما

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۰

3
  • بنابراین این مسئله اشتراک معنوی است حالا اشتراک لفظی خیلی جایی ندارد ولی مصادیق متعددی دارد؛ در قوه و فعل یک مطلب هست، در قوه و ضعف مطلب دیگر است و امثال‌ذلک.

  • ایشان می‌فرمایند که یا قوۀ منفعله داریم یا قوۀ فاعله داریم؛ [مثال برای] قوۀ منفعله بنا‌ بر رأی قدما یا غیر قدما مانند قوه‌ای که در فلک است که به یک سمت حرکت می‌کرد چون در سابق زمین را ساکن می‌دانستند و متحرک نمی‌دانستند بلکه قائل بودند که خورشید به‌ دور زمین می‌چرخد و خود خورشید هم حرکتی دارد، حالا یا زمین گرداگرد خورشید سیران می‌کند و می‌گردد که سال و ماه را تشکیل می‌دهد یا خورشید به دور زمین می‌گردد و حرکت فلک را به یک وتیره می‌دانستند یعنی ماه به یک سمت حرکت می‌کند و زمین هم به یک سمت حرکت می‌کند و دو حرکت مختلف ندارند بلکه حرکت به‌نحو واحد دارند به خلاف انسان که حرکات متعددی دارد که هم از این‌طرف می‌رود هم از آن‌طرف خم می‌شود دولا می‌شود راست می‌شود می‌خوابد می‌نشیند و امثال‌ذلک که حرکات متعددی دارد، این قوه، قوۀ منفعلۀ شی‌ء واحد است.

  • [یک وقت] این قوۀ منفعله برای اشیاء متعدده است مانند قوه‌ای که در انسان هست و به‌واسطۀ این قوۀ منفعله می‌تواند اشیاء متعددی را انجام دهد، وقتی که نفس در این بدن اراده می‌کند این بدن به‌خاطر قوه‌های مختلفی که دارد می‌تواند حرکات مختلفی را قبول کند ولی یک آدم فلج نمی‌تواند حرکات مختلف را قبول کند او همین‌طور روی زمین افتاده ‌است و نمی‌تواند کاری بکند یعنی قوۀ انفعال ندارد و یک انسان سالم این قوۀ انفعال را دارد که حرکات مختلف را انجام دهد، این هم یک قوۀ منفعله است.

  • قوۀ فاعله یا فاعل یک شی‌ء واحد است مثل قوه‌ای که در فلک مؤثر است یا قوه‌ای است که در اشیاء مختلف است مثل نفس ناطقه که دارای قوای متعددی است که هر قوه یک کاری را انجام می‌دهد؛ غضبیه یک کار انجام می‌دهد، شهویه یک کار انجام می‌دهد، دافعه داریم جاذبه داریم، محبت و امثال‌ذلک داریم، اینها قوای متعدده در نفس هستند که هرکدام کارها و حرکات مختلفی را انجام می‌دهند، این هم قوۀ فاعل در اشیاء مختلف. حالا آن قوای ما یا شاعر هستند یا شاعر نیستند یعنی یا می‌دانند چه کاری انجام می‌دهند یا نمی‌دانند چه کاری انجام می‌دهند، آنکه می‌داند چه کاری انجام می‌دهد مثل انسان، آنکه نمی‌داند چه کاری انجام می‌دهد مثل قوۀ نار یا قوۀ مبرّده و امثال‌ذلک که اینها نمی‌دانند چه کاری انجام می‌دهند ولی درعین‌حال احتراق و سوزندگی دارند و امثال‌ذلک.

/ 380