
جلسه ۱۱۰
الفريدة الرابعة في الفعل و القوة 29. غرر في أقسامهما
جلسه ۱۱۰
توضیحات:
الفريدة الرابعة في الفعل و القوة 29. غرر في أقسامهما
جلسه ۱۱۰
12و دُونَ تَقویمٍ مِن ذلک المبدأ لِلمحلِ بَل یکون مُتقوِّماً به فهو عَرَضٌ. فَالحرارةُ مثلاً مِن حَیثُ إنَّها مَبدأ التَّسَخُّن فی آخَر قوةٌ. 1
اگر آن قوۀ ما مقوّم نباشد و به آن مبدأ قوام نبخشد و مقوّم مبدأ نباشد، بلکه متقوّم به محل باشد به آن عرض میگویند، منبابمثال حرارت از این نظر که مبدأ برای گرمای در دیگری میباشد قوت است.
پس حرارت مقوّم نار نیست بلکه عارض بر آب است و آب را گرم میکند؛ اینطور نیست که مقوّم برای ناریت باشد، نه! مقوّم ناریت چیز دیگری است.
فتلکَ المَبادی المقارنةٌ لِلموادِ و لَو بِنَحو التَّعلقِ مَع مَبادی مفارقی الموادِ کُلیةً کُلٌّ جنودُ مبدأُ المبادی تَعالیٰ شَأنه.2
آن مبادی که همه مقارن با مواد هستند (یعنی با مواد طبیعی هستند) ولو بهنحو تعلّق، مقارن با مواد هستند بهنحوکلی تمام اینها لشکریان و جنود مبدأ مبادی تعالیٰ جل شأنه هستند.
«و لَو بِنَحو التَّعلقِ» یعنی نه بهنحو حلول؛ در قوۀ فلکی میگویند که قوه به نفس فلکیه و امثالذلک تعلّق گرفته است و نفس فلک بر این ماده اشراف دارد و اینطور نیست که داخل در زمین یا داخل در ماه باشد بلکه مشرف بر اینها است! «تعلّق دارد» غیر از فرو رفتن و داخل شدن است. آن مبادی مقارن با مواد هستند ولو با اجرام سماوی و با اجرام مادی، قوهای که در انسان هست، قوهای که در نار هست و قوهای که در آب هست تمام اینها که مقارن با مواد هستند با مبادی نفوس مفارق، عقول مفارق و عوالم مفارق که مجرد هستند که آنها هم دارای قوه هستند و اصل قوه در آنجا هست، بهنحوکلی تمام اینها لشکریان و جنود مبدأ مبادی تعالیٰ جل شأنه هستند.
اللهم صلّ علیٰ محمد و آل محمد
- همان.
- منظومه، ج 2، ص 324 و 325.
