جلسه ۱۰۹
توضیحات:
28. غرر في تعيين ما فيه التقدم في كل واحد منها[السبق]
جلسه ۱۰۹
3و أوَّلٌ أیْ ما بِالتَّرتیبِ الطَّبیعیِّ کَالجسمِ و الحَیوانِ و هکذا فی الأنواعِ و الأجناسِ المَرتبةِ مِن أیَّةِ مَقولةٍ کَانت و الثَّانِ أیْ ما بِالتَّرتیبِ الوَضعیِّ کَالتَّرتیبِ فی المَکانِ کَتَقَدُّمِ الإمامِ عَلی المَأمومِ.1
اوّل که ترتیب طبیعی است مثل جسم و حیوان (با نظرِ به انسان، حیوان بر جسم تقدّم دارد و جسم بر جوهر تقدّم دارد) و این قضیه همینطور در انواع و اجناس مترتّبه از هر مقولهای که هستند جاری میشود و دوم که ترتیب وضعی است (یعنی تقدّم و تأخّر وضعی است) مانند ترتیب در مکان است (یعنی یک مکان نسبت به مکان دیگر مقدّم است و نسبت به مکان دیگر مؤخّر است) یا مثل تقدّم امام بر مأموم.
وقتی که ما یک محل خاصی را مبدأ درنظر بگیریم که محراب باشد، امام به محراب نزدیکتر است تا مأموم. البته عرض شد که ملاکها چه هستند، همان قرب به مبدأ خودش ملاک است که در یکی هست و در دیگری نیست؛ «نیست» یعنی کمتر نه اینکه اصلاً نباشد.
و السَّبقُ بِالطَّبعِ و بِالتَّجوهرِ کَاثْنَینِ أیْ کَما فی اثْنَینِ و الواحدُ مِنه أیْ مِن الاثْنَین اعْتبِر، بِصیغةِ الأمرِ.2
سبق بالطبع و سبق بالتجوهر مثل اثنین میماند [و واحد را از اثنین اعتبار کن «اعْتبِر» را به صیغۀ امر بخوان نه ماضی].
یعنی ما در اینجا دوتا سبق داریم؛ یکی سبق بالتجوهر یکی سبق بالطبع. گفتیم که سبق بالطبع در علت ناقصه است بر معلول؛ وقتی که به نسبت معلول نگاه میکنیم میبینیم که وجود این علت ناقصه مقدّم بر معلول است که از مجموع علت ناقصه و سایر علل دیگر، معلول ایجاد میشود و بهوجود میآید. سبق بالتجوهر آن است که ذاتی یک شیء مقدّم است؛ ذاتی به معنای مقولات خمس باب ایساغوجی نه باب برهان که همان منظور جنس و نوع و فصل اینها باشد، اینها ذات یک شیء هستند و مقدّم هستند و ذاتی را تشکیل میدهند، نوع و جنس و فصل، بر نوع مقدّم هستند.
- منظومه، ج 2، ص 313.
- منظومه، ج 2، ص 314.

