جلسه ۱۰۸
توضیحات:
27. غرر في بعض أحكام الأقسام
جلسه ۱۰۸
4ملاک برای تقدّم و تأخّر در سبق بالرتبه
ملاک برای تقدّم و تأخّر در سبق بالرتبه آن ارتباط با مبدأ قراردادی است که به چه نحو باشد؛ هرچه آن ارتباط نزدیکتر باشد تقرّبش بیشتر است، منبابمثال پسر نسبت به پدر تا نوه نسبت به پدر، ارتباطش نزدیکتر است لذا میگویند که پسر بر نوه، سابق است و تقدّم دارد و نوه بر نتیجه تقدّم دارد و هلمّ جرّاً. ما پدر را مبدأ قرار دادیم و این ارتباط را نسبت به او سنجیدیم، پس ارتباط با یک مبدأ ملاک برای تقدّم و تأخّر است. الآن هم پسر به پدر نزدیک است هم نوه نزدیک است؛ هردو در نزدیکی مشترک هستند اما یکی نزدیکی بیشتر دارد یکی نزدیکی کمتر دارد پس وقتی بخواهیم در سبق نگاه کنیم میبینیم مابهالاِشتراک در متقدّم و متأخّر عین مابهالاِمتیاز است منتها از نقطهنظر شدت و ضعف این تقدّم و تأخّر پیدا میشود. پسر با پدر نزدیک است نوه هم با جد نزدیک است نتیجه هم با پدربزرگ نزدیک است ولی نزدیکیها قابل اشتداد و ضعف هستند، فرض کنید که آن پسر نزدیکتر است متقدّم میشود بعد نوه نزدیک است متأخّر میشود و همینطور نتیجه نزدیک است متأخّر از متأخّر میشود و هَلمَّ جرّاً.
من الآن در اینجا نشستهام؛ این سینی به من نزدیکتر است تا آن سینی، آن سینی به من نزدیکتر است تا آن کتاب، آن کتاب به من نزدیکتر است تا آن دیوار پس میگویم که این سینی متقدّم است و آن یکی متأخّر و دیگری متأخّر از متأخّر و همینطور جلو میرویم. حالا اگر ما مبدأ را از آنطرف حساب کنیم یعنی از طرف شما حساب کنیم قضیه عکس میشود؛ الآن آن کتاب به شما نزدیکتر از این پارچ و لیوان است و این پارچ و لیوان نزدیکتر از سینی هستند و این سینی نزدیکتر از من است پس من که از شما دورتر هستم متأخّر از متأخّر قرار میگیرم. این ملاک، قرب است و انتساب به یک مبدأ محدود است و آنچه که در متأخّر است بعینه در متقدّم است ولی آنچه که در متقدّم است در متأخّر نیست یعنی همانطوریکه مرحوم حاجی میفرمایند: آن مرحلۀ اشتدادی آن در متأخّر نیست.

