جلسه ۱۰۸
توضیحات:
27. غرر في بعض أحكام الأقسام
جلسه ۱۰۸
11ایشان در جواب ما گفتند که درست است و ما این را قبول داریم که حضرت این را فرمودند اما اگر آیه را به این نحو تفسیر کنیم تفسیر خوبی است. من گفتم: وقتی که ما روایت مقیِّد داریم دیگر معنا ندارد که به این نحو آیه را تفسیر کنیم! وقتی که حضرت میگوید: معنای آیه این است که عصای موسی آنها را خورد آنوقت شما میگویید که شاید معنای آیه این باشد؟! حضرت میگویند که این وجود خارجی انجام گرفته است، دیگر شقّ دیگر معنا کردن یعنی چه؟! بله اگر ما چنین روایتی نداشتیم این آیه دو جور معنا را میرساند؛ یکی اینکه افک را خورد یعنی بدون اینکه او ریسمانها را بخورد حنایشان را بیرنگ کرد. قسم دوم اینکه آنها را خورد. وقتی که یکی از این دو قسم است پس میگوییم که نمیتواند یکی بر دیگری ترجیح بلامرجّح داشته باشد. بنابراین قدر متیقّن این است که حنای آنها را بیرنگ کرد، این را میتوانیم بگوییم. ولی وقتی که آیه میگوید: چنین چیزی وجود خارجی داشته است، آنوقت قسم دیگر باطل میشود.
حالا در اینجا هم صحبت در همین است؛ وقتی شما میگویید: در مرتبۀ عقلی در عالم خارج علّیت و معلولیتی وجود دارد اما در ذات پروردگار نیست چون ذات پروردگار عین آن است، پس شما در اینجا علّیت و معلولیت را هم نمیتوانید اثبات کنید بهخاطر اینکه شما نمیتوانید خارجی را بدون ذات درنظر بگیرید، دیگر تصور علّیت در خارج بدون حضور ذات چه معنایی دارد؟! پس شما یا باید بهطورکلی علّیت را انکار کنید یا قبول کنید. ما میگوییم که علّیت را قبول کنید چرا انکار کنید؟! ما میگوییم: تشکّل یک ذات به اشکال مختلف که آن را از علّیت از ذات بیرون نمیآورد! شکل، خود ذات است! ذات، شکل و صورت هم خودش میباشد، همه چیز خودش میباشد، ما چیزی جز ذات نداریم که شما از علّیت بترسید و بگویید که علّیت در آنجا است که با معلول معیّت داشته باشد و در معیّت یک امر دیگری غیر از علت است بنابراین منافات دارد. هر چه هست خود ذات است. الآن دست من برای اشکال مختلف علت است درحالیکه اشکال مختلف از دست من جدا نیستند پس یا بیان ایشان نارس است یا ایشان به این مطلب نرسیدهاند. این هم یک مطلب در کلمات مرحوم میر.

