اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۶

توضیحات:

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۶

6
  • صورت سوم: این است که زمان به‌واسطۀ وجود عالم خلق می‌شود، اگر زمان به‌واسطۀ وجود عالم خلق شود که مخصِّص دیگر نمی‌تواند جزء ذات باشد، مخصِّص باید خارج از ذات باشد، مخصِّص و مرجِّح در خلقت یک شیء باید خارج از آن باشد، این‌طور نیست که خود آن مخصِّص وابسته به این شیئی باشد که خودش خلق می‌شود! اینکه دیگر نمی‌شود، این قضیه ترجیح فرع بر اصل می‌شود، چطور ممکن است زمان که به‌واسطۀ عالم به‌وجود آمد مرجّح برای حدوث عالم باشد؟! مثل اینکه می‌گویند که پدر زید کیست؟! پدرش عمرو است، علت وجود زید چیست؟ علت وجود عمرو چیست؟ آیا علت وجود عمرو زید است؟! آقا! زید بچۀ پدرش است! اگر می‌خواهی قضیه را بگویی از آن طرف بگو! علت و مرجّح وجود زید چیست؟! وجود پدرش است اما قضیه که دیگر این‌طرفی نیست.

  • به این جهت اصلاً بحث از مرجّح از حدوث کردن در مورد وقت، باطل است و کلام مرحوم حاجی اشاره به همین قضیه دارد. اگر کعبی زمان را ممتد بگیرد اشکال مرحوم حاجی وارد است که چرا شما در وقت ترجیح بلامرجّح قائل شدید و اگر کعبی بگوید که اصلاً زمان با عالم درست می‌شود که اصلاً از بیخ مسئلۀ ترجیح بلامرجّح یا مرجّح حدوث ازبین می‌رود به‌خاطر اینکه یا بین زمان و عالم تغایر است یا اینکه زمان معلول برای عالم است، در تمام اینها مزیت فرع بر اصل است، عدم ارتباط و علقه بین هم هست و روی این حساب هیچ‌کدام مرجّح برای عالم نیستند. این نظر کعبی بود.

  • مطلب دیگری که مرحوم حاجی در اینجا نقل می‌کند این است که بعضی‌ها اصلاً در اینجا می‌گویند که علم پروردگار به اصلح، خودش موجب شده است که این در اینجا و این برهه خلق شود یعنی چون خدا می‌داند من‌باب‌مثال در این زمان صلاحش بیشتر است، از این نقطه‌نظر خدا عالم را در اینجا خلق کرده است، اصلاً به‌طورکلی مسئلۀ صلاح و اصلح و امثال‌ذلک در مورد پروردگار و در خلقت آنها متمشّی نمی‌شود و اصلاً بحث در اینکه «آیا کار پروردگار مطابق با مصلحت است یا نه» در آنجا نمی‌آید بلکه این بحث دیگری دارد که اصلاً خود فعل و مشیت پروردگار عین صلاح است. چون همان‌طوری‌که قبلاً عرض کردیم و به‌طورکلی صلاح ـ یا حکمت یا کار عقلائی؛ هرچه بخواهیم بگوییم ـ عبارت است از ترتیب امور برای هدفی که آن هدف با نفس‌الأمر منطبق باشد، این را «صلاح» می‌گویند. من‌باب‌مثال این صندلی قدرت دارد که یک نفر روی آن با وزن حدود نود تا صد کیلو بنشیند و اشکال ندارد، الآن می‌گویند که حکمت در ساختن این صندلی این است که یک نفر با وزن صد کیلو بتواند روی این صندلی بنشیند، حالا اگر شما می‌خواهید روی این صندلی وزن صد کیلو قرار دهید ولی چوبی که برای ساختن صندلی انتخاب می‌کنید قدرت بیش از پنجاه کیلو را ندارد این کار شما خلاف صلاح می‌شود چون این عمل شما با آن هدف شما مطابقت نمی‌کند؛ عمل شما این است که این الآن می‌تواند پنجاه کیلو را بکشد درحالی‌که شما این را برای منظور صد کیلو درست کردید، این [خلاف] مصلحت می‌شود. حالا این تطبیق عمل با آن هدف را نفس‌الأمر می‌گویند؛ نفس‌الأمر یعنی عالم واقع، عالم واقع و عالم حقیقت و حق، چه زمانی عمل من با این صد کیلو مطابقت می‌کند؟ وقتی که با نفس‌الأمر جور باشد، جور بودن با نفس‌الأمر یعنی این اجزاء طوری باشد که بتواند یک وزن صد کیلویی را تحمل کند. حالا صحبت در این است که خدا اعمال خودش را با چه معیاری مورد ارزیابی قرار داده است؟ یعنی فرض کنید که خدا بگوید: حالا که من این کار را انجام می‌دهم باید این عمل من مطابق با نفس‌الأمر باشد، من‌باب‌مثال این انسانی که روی زمین راه می‌رود را باید طوری قرار دهم که بتواند روی زمین حرکت کند پس باید من‌باب‌مثال جاذبه‌ای در این زمین قرار دهم که این باعث شود انسان با حرکت زمین به جاهای دیگر پرت نشود، درست شد؟!

/