جلسه ۱۰۶
توضیحات:
جلسه ۱۰۶
5صورت دوم: این است که واقعاً زمان خلق شود و اینکه زمان خلق میشود یعنی خلق عالم منوط به خلق زمان باشد، اگر اینطور باشد آنوقت در اینصورت میشود بگوییم که بین زمان و عالم مرجّحی هست ولی اشکال در این است که زمان خلق شود و خلق عالم منوط به زمان باشد، این اناطه و این ارتباط و علاقه چه نوع ارتباط و علاقهای است؟! چه نوع ارتباطی بین این زمان و این عالم هست؟! فرض میکنیم که خدا یک زمان را خلق کرده است و بعد از این زمانی که خلق کرده است عالم را خلق کرده است، چه ارتباطی بین این دو هست؟! خود زمان بهتنهایی چه سبب و تأثیری در خلقت عالم دارد تا بهواسطۀ آن تأثیر و بهواسطۀ مهیا کردن آن شرط و بهواسطۀ مهیا کردن زمینه خدا عالم را در آن زمان خلق کند؟! زمان هیچ نوع تأثیر و شرطی جدای از خلقت خود شیء در آن شیء ندارد یعنی صرفاً یک امر موهومی است.
الآن ما در اینجا نشستهایم میگوییم که منبابمثال آمدن و جلوس ما در اینجا در ساعت هشت روز چهارشنبه است، ما میتوانستیم این جلوس را در ساعت نُه قرار دهیم، در ساعت شش قرار دهیم، در ساعت ده قرار دهیم، هیچ نوع ارتباط و علقهای بین زمان و وجود ما نیست تااینکه حضور ما در اینجا منوط به ساعت نُه باشد، این منوط به یک سلسله علل و اسباب خارجی است و به زمان مربوط نیست؛ یکی از آنها مربوط به این است که ما اصلاً چه زمانی از خواب بلند شدیم، یکی مربوط به این است که آیا ارادۀ آمدن کردهایم یا نکردهایم، یکی مربوط به این است که آیا مثلاً صبحانه خوردهایم یا نخوردهایم! هزار علل و اسباب جمع میشوند تااینکه ما را در ساعت هشت به اینجا برسانند، قضیه به زمان کار ندارد که حتماً ما باید ساعت هشت به اینجا برسیم و لاغیر، نه جانم! حالا شما فردا ساعت هفت بیا، یکی از آنها مربوط به ارادۀ خود ما است یعنی اگر بخواهیم میآییم و اگر نخواهیم نمیآییم، زمان این وسط چهکاره است؟! بنده مریض بودم و دیروز نیامدم، آیا منبابمثال زمان در اینجا یقۀ من را میگیرد که تو حتماً باید ساعت هشت در اینجا حضور پیدا کنی؟! چنین چیزی نیست. این هم در صورتی است که زمان یک وجود مستقل داشته باشد و آن زمان زمینه را برای عالم آماده کند دوباره این معنا ندارد.

