جلسه ۱۰۶
توضیحات:
جلسه ۱۰۶
20ولی این مطلب شما با این مطلب ما تفاوت پیدا میکند، یک وقت ما صحبت میکنیم در اینکه آیا میشد این اشیائی که در این عالم هستند غیر از این وجود پیدا کنند؟ ما میگوییم که نمیشد غیر از این وجود پیدا کنند؛ بهخاطر اینکه تمام عالم بر طبق علل و اسباب [خلق شده که] برگشتش به یک سبب و یک منشأ و ریشۀ واحد است. آنوقت صحبت به آن ارادۀ پروردگار میرسد که آیا میشد ارادۀ پروردگار غیر از این باشد یعنی خدا از میان ارادههای متفاوت یکی از آن ارادهها را اختیار کرد؟ یعنی میتوانست عالم را به شکلی که کره نباشد درست کند مثلاً بیضوی باشد، مستطیل باشد، میتوانست به شکلی درست کند که اینطور باشد، آنطور باشد، ازبین همۀ اینها گفت که کره بودن از همهاش بهتر است! بعد کرۀ زمین را به این شکل کره درست کرد. این حرف غلط است، چرا؟ بهخاطر این است که ما فعل خدا را مثل این مستطیل بودن، کره بودن، مثلث بودن و امثالذلک را از وجود گرفتیم یعنی ما از صور موجودات در ذهن خودمان برداشت کردیم؛ مستطیل بودن، هرم بودن، کذا و کذا بودن را درآوردیم، آنوقت از میان آنها انتخاب کردیم که بهترین جسمی که میتواند در فضا معلق باشد آن جسمی است که سطح اتکایش بر خارج در همۀ نقاط یکسان باشد بنابراین گفتیم که کره بودن بهترین جسمی است که میشود در هوا معلق باشد و بهترین اصطکاک را با هوا داشته باشد، درست شد؟!
ما بعد از اینکه خدا این زمین را خلق کرده است این حرف را میزنیم بنابراین فعل خدا بر مصلحتی که ما این فعل و این نظام را با آن قیاس میکنیم مقدم است بعد ما از فعل خدا این چیزها را درمیآوریم، میگوییم که زمین اینطور است غیر از این نمیتواند باشد! بله! زمین بهتر از این نمیشود باشد! اگر مثلث بود اینطور بود، اگر مستطیل بود فلان بود، مکعب بود اینطور بود، این مسائل پیش میآمد. تمام اینها براساس آن است که ما خودمان را در واقعیتی میبینیم که آن واقعیت عبارت است از فعل پروردگار و ما داریم بهواسطۀ فعل پروردگار در فعل پروردگار قضاوت میکنیم درحالیکه خود این قوانین از همین فعل پروردگار برای ما آمدهاند، دیگر ما نمیتوانیم این قوانین را به غیر پروردگار گسترش دهیم که خدا طبق این قانون نمیتوانست غیر از این خلق کند یعنی خود مصلحت هم از خود فعل پروردگار نشأت و ریشه میگیرد.

