جلسه ۱۰۶
توضیحات:
جلسه ۱۰۶
18تلمیذ: پس فرمایش حاجی در اینجا جایی ندارد و فرمایش شما درست است. لازمهاش این میشود که اگر بگوییم که خلقت این عالم در این برهه اصلح است یعنی در غیر این مورد اصلح نیست و لازم میشود شیئی مانع بر صلاحیت شیئی شود.
استاد: بله درست است.
تلمیذ: لازمهاش شرک و تعدد عوالم دیگری میشود که همۀ اینها مخالف آن حقیقت توحید است.
استاد: آن یک مطلب دیگر است، مطلبی که حاجی میگوید این است که اصلاً ما فرض میکنیم که اصلحی وجود دارد یعنی ما فرض میکنیم غیر از وجود خدا چیزی به نام نفسالأمر داریم که انطباق یک امر با آن نفسالأمر «اصلح» میشود و عدم انطباقش «غیر اصلح» میشود، حالا وقتی که ما چنین چیزی را داریم، اصلح کدام است؟! این است که عالم از اوّل با خدا وجود پیدا میکرد یا بعداً وجود پیدا میکند؟ یعنی برفرض [وجود] اصلحی، آیا امساک فیض اصلح است یا اتیان فیض اصلح است؟
و الأشعریُّ النافِ ـ مُبتدأ و خبر ـ لِلمُرجِّحِ لِقولِه بِجوازِ تَخَلُّفِ المَعلولِ عَن العِلةِ التَّامَّةِ بَل لا عِلیةَ و مَعلولیةَ عِندَه و تَرتُّبُ المَعالیلِ علی العِلّاتِ بِمَحضِ جَریِ العدةِ. و بِشاعةُ هذا القول مما لا یَحتاجُ إلی البَیانَ.1
اشعری نافی است و مرجّح را نفی میکند؛ میگوید که اشکال ندارد معلول از علت تامه تخلف پیدا کند یعنی علت قبلاً بوده است و معلول بعد بیاید، اصلاً علّیت و معلولی پیش اینها اصلاً معنا ندارد ترتب معلولها بر علتهای مختلفه برحسب جری عادت است، و ناخوشایندی این قول اشعری نیاز به توضیح ندارد.
یعنی بهحسب عادت و امثالذلک اینطور است اما در مورد پروردگار و امثالذلک نهخیر! این اشکال ندارد البته ایشان در مورد فاعل مختار این حرف را میزند، میگوید که بهحسب عادت وقتی که در غیر مختار یعنی در اشیاء خارجی نگاه کنیم، بله حرارت از آتش جدا نیست، حالا حرارت علت است ولی در فاعل مختار ممکن است شخصی شیئی را اراده کند ولی فردا انجام دهد طبعاً الآن تخلف معلول از علت تامه شد، علت تامه هم خدا است، در این حرف نداریم، اشکال ندارد که خدا یک اراده کند و ده سال دیگر آن امر انجام شود. البته این حرفها چرت است بهخاطر اینکه آیا همان عملش در ده سال دیگر یک ارادۀ دیگر میخواهد یا اراده نمیخواهد؟ اگر اراده خواست پس صحبت در آن اراده است، نه ارادۀ ده سال پیش! آن اراده تخلف از علت تامه دارد، اگر اراده نخواهد پس معلوم است اشیاء گتره بهوجود میآید!
- منظومه، ج ۲، ص ۳۰4.

