جلسه ۱۰۶
توضیحات:
جلسه ۱۰۶
14اگر ما در این مسئله هر چه به عقب برویم به نقطهای نمیرسیم که آن نقطه آغاز خلق ماده باشد و عرض کردم که تمام اشکالات بهجای خودش باقی است مگر اینکه ما بحث را طولی مطرح کنیم و بگوییم که اصلاً ماده عبارت است از یک امتداد مجرد به عالم طبع که به این ماده میگویند و آن در هر زمانی هست و در هر زمانی یک حدوث ذاتی داریم، به این وسیله تمام اشکالات حل میشوند بنابراین همین الآن عالم حادث زمانی میشود. دیروز عالم حادث زمانی بود، هر چه هم به عقب برویم دوباره هم به عقب برویم اشکال ندارد، چه به عقب برویم و به جایی برسیم یا به عقب برویم و به جایی نرسیم، عالم حادث زمانی و حادث ذاتی است یعنی در هر لحظهای یک حدوث زمانی جدیدی بهواسطۀ ارتباطش به بالا خلق میشود، نه بهواسطۀ این طرفی که الآن این متصل به آن است، آن متصل به این است، این متصل به قبل است، نه! چون این متصل به بالا هست و از بالا اشراف دارد پس مرتباً حادث زمانی پیدا میشود و ما چون این حادث زمانی را متصل بههم میبینیم، حکم یک حرکت واحدی را در آنها اجرا میکنیم.
غررٌ فی ذِکرِ الأقوالِ فی مُرجِّحِ حدوثِ العالمِ فیما لا یَزال:
مرجِّحُ الحدوثِ أیْ حدوثُ العالمِ و مُخصَّصُه بِوقتِ مخصوصٍ ذاتُ الوقتِ و نَفسُه إذ لا وَقتَ قَبلَه. و ذَا القولُ الکَعبی مِن المُتکلِّمین اتَّخَذَ و ارْتَضاه.1
این بحث در ذکر اقوالی است در اینکه عالم در ما لایزال چطور خلق شد، چه علتی باعث شد که عالم در ما لایزال در این برهه خلق شود:
آنکه حدوث عالم را ترجیح میدهد و باعث شده است که عالم در این وقت مخصوص خلق شود، نفس وقت است زیرا قبل از آن «وقتی» نبوده است. این قول را کعبی اتخاذ کرده است و به آن راضی شده است.
- منظومه، ج ۲، ص ۳۰۳.

