جلسه ۱۰۶
توضیحات:
جلسه ۱۰۶
11مطلبی که در اینجا بهنظر میرسد این است که مسئلۀ ما به جعل برمیگردد و به خود شیء برنمیگردد، ما یک وقت از نقطهنظر تعلق یک شیء به علت نگاه میکنیم و یک وقت از نقطهنظر خود وجود شیء نگاه میکنیم؛ از نقطهنظر وجود خود شیء، صرفنظر تعلقش به علت نگاه کنیم طبعاً حدوث زمانی ذاتی برای عالم است و جای إن قلت هم ندارد و مخصِّص هم نمیخواهد.
تعریف عالَم
ولی یک وقت ما از نقطهنظر تعلق به علتش نگاه میکنیم، وقتی از نقطهنظر تعلق به علت نگاه کردیم آنوقت این مسئله مطرح میشود که آیا این عالم که شما قبول دارید حادث زمانی است، ما میگوییم که اوّلاً این عالم، عالم موهوم است، این را ما قبول داریم که این عالم چیزی نیست جز اجزائی که در این عالم است یعنی ما چیز دیگری غیر از این اجزاء نداریم، عالم یعنی چه؟ یعنی کرۀ زمین، کرۀ خورشید، انسان، بقر، شجر، کرۀ زحل، زهره، پلوتون، نپتون، کهکشان و امثالذلک؛ اینها عالم است پس عالم عبارت است از تکهتکه اجزائی که کنار هم جمع شدهاند بعد ما به کلّ اینها «عالم» میگوییم، ما این را قبول داریم. دوم اینکه در این عالم اجزاء دارای حرکت جوهری هستند این را هم قبول داریم یعنی وقتی که شیئی جسم میشود همینقدر که جسم شد حرکت جوهری در آن شروع میشود ما این را قبول داریم. در هر حرکت جوهری حدوث بعد از عدمی هست این را هم قبول داریم یعنی مرتب در حال حادث شدن است. صحبت در این است که آیا قضیه با همین مطلب تمام میشود یا نه؟ شما میگویید: «حرکت جوهری»، در حرکت جوهری ما یک ماده میخواهیم، در آن ماده بحث کنیم که آن ماده چیست؟ اصلاً حرکت جوهری بدون ماده معنا دارد یا معنا ندارد؟ معنا ندارد چون حرکت جوهری را در تخیل که نمیبرید، حرکت جوهری را روی یک عین خارجی میبرید، آن عین خارجی مادهای است که حامل قوهای است که آن قوه دائماً در حال فعلیت است، آن مادهای که حامل آن قوه است بالأخره آن ماده، ماده است یا مجرد است؟ نمیتوانید بگویید که مجرد است، ماده است، خلقت آن ماده چه زمانی است؟! صحبت در آن است.

