جلسه ۱۰۵
توضیحات:
25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال
جلسه ۱۰۵
4بنابراین اطلاق قدیم زمانی بر عوالم مجرده غلط است، وقتی بر عوالم مجرده غلط شد بر ذات پروردگار به طریق اولیٰ غلط است، بنابراین تنها صفتی که میتوانیم بر عوالم مجرده و خصوصاً بر ذات پروردگار اطلاق کنیم قدیم ذاتی است ولی زمان دیگر در آنجا اصلاً مطرح نیست، این یک مسئله است که باید به آن توجه کرد.
بیان سلسلۀ ارتباط علت و معلول از ذات پروردگار تا عالم ماده
بحث دیگر اینکه مرجّح حدوث چیست و چه چیزی باعث شده که عالم در این برهه خلق شود، این بحثی است که با ربط حادث به قدیم ارتباط پیدا میکند؛ قدیم عبارت است از قدیم ذاتی که ذات پروردگار است و یک ارتباطی با معلول خودش که اسماء و صفات است، دارد، آن [اسماء و صفات] یک ارتباطی با معلول خودش دارد که عالم لاهوت است، آن یک ارتباطی با معلول خودش دارد که عالم جبروت است، آن یک ارتباطی با معلول خودش دارد که عالم ملکوت است، آن یک ارتباطی با عالم ماده دارد که عالم مُلک است، این سلسلۀ ارتباط علت و معلول از ذات پروردگار تا عالم ماده است و به این وسیله بین حادث و قدیم ارتباط برقرار میشود؛ ارتباط علّی برقرار میشود؛ ارتباط انشائی و ایجادی و اضافۀ اشراقی برقرار میشود.
برای اینکه این مسئلۀ متکلّمین روشن شود که اینها در چه مقامی هستند ما اوّل مطلب اینها را بیان میکنیم و جوابی را که به اینها داده شده است عرض میکنیم تا بعد به آن مطلب خودمان برسیم. در این قضیه که چطور این عالم که عالم ماده است در این ظرف واقع شده است مثلاً ده میلیون سال پیش عالم ماده خلق شده است یعنی منبابمثال وقتی که با یک دستگاهی حساب کنیم و همینطور به عقب برویم، فرض کنید میرویم به یک جایی که یک میلیارد سال بوده یا دو میلیارد سال بوده یا هر چه بوده مثلاً ده میلیارد سال بوده که متکلّمین ده میلیارد سال قبل را میگویند والاّ فلاسفه که ازاینجهت هیچ حدّی را برای ماده قائل نیستند و اینها یک مطلبی را پیش میکشند که حالا آن مطلب را بعد از طرح مسئلۀ متکلّمین مطرح میکنیم که چطور مسئلۀ انقطاع فیض و امساک فیض و امساک جود از ذات باری محال است. فلاسفه مسئله را از نقطهنظر قبلیت به بیانتها میرسانند یعنی میگویند: اگر شما به یک سال، دو سال، ده سال، صد سال و امثالذلک تا ده میلیارد سال هم به قبل رفتید اگر ده میلیارد سال دیگر هم به آن اضافه کنید، صد میلیارد سال هم به آن اضافه کنید به حدّی نمیرسید که آن حد نقطۀ آغاز خلقت باشد، چرا؟ چون امساک فیض پیش میآید. متکلّمین میگویند: بالأخره ما به یک نقطهای میرسیم که آن نقطه آغاز خلقت بسم الله است، آن بسم اللهی که خدا شروع کرده و این عالم را درست کرده است آن نقطۀ آغاز این عالم خلق است ما اسمش را حدوث زمانی میگذاریم یعنی از آن زمان عالم خلق شد البته گفتن زمان هم غلط است یعنی حدوث زمانی بلکه باید قدیم زمانی بگویند ولی اینها میگویند: حدوث زمانی، حالا اشکال ندارد ما در این مسئله حرفی نداریم.

