جلسه ۱۰۵
توضیحات:
25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال
جلسه ۱۰۵
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
غررٌ في ذكرِ الأقوال في مُرجّحِ حدوثِ العالمِ فيما لا يزال:
مُرجِّحُ الحدوثِ ذات الوَقتِ إذْ *** لا وَقت قَبله و ذَا الكعبي اتخذْ و قيلَ علمُ رَبنا بِالأصلحِ *** وَ الأشعريُ النَّاف لِلمرجِّحِ1 و ِعندنا الحدوثُ ذَاتي و لا *** شيء مِن الذَّاتي جَا مُعللاً تعریف ازل و لایزال
بهدنبال بحث حدوث و قدمی که مطرح شد یک بحثی را مطرح میکنند و آن اینکه وقتی قائل به حدوث برای عالم شدیم، طبعاً این حدوث در لایزال تحقق پیدا میکند یعنی عالم طبع و عالم ماده وجودش در لایزال است یعنی در ازل است و ابد است، لایزال به معنای صرفنظر از ازلیت است، خداوند متعال را ازل میگویند چون همیشه بوده و هیچوقت نیستی بر هستی او تقدّم ندارد این ازل میشود.
غیر از خداوند متعال لایزال میگویند، لایزال یعنی وعاء علیت، وعاء معلولیت پس از رتبۀ علیت، این میشود لایزال.
بنابراین عالم مُلک داخل در لایزال است، ملکوت در لایزال است، جبروت و تمام اینها لایزال هستند.
معنای لمیزل و لایزال
لمیزل و لایزال یعنی همیشه بوده و همیشه خواهد بود، ازلیت از قبل است و لایزالیت از بعد است؛ بعد از قبل، این مطرح میشود.
حالا صحبت در این است که این عالم که باید آن را حادث زمانی بخوانیم یا قدیم زمانی بخوانیم چون بالأخره در حدوثش حرفی نیست و کسی نگفته است که عالم قدیم ذاتی است، بالأخره این عالم حادث است، حالا که حادث شد چه مرجّحی میشود برای این حدوث پیدا کرد؟ قطعاً این عالم در رتبۀ معلولیت از علّیت واقع شده است یعنی این عالم پس از علّیت واقع شده است؛ عالم ملکوت و اینها، و با خطاب جعل به او این عالم مخلوق شد، حالا چطور این عالم در این برهه واقع شد؟ مثلاً اگر فرض کنیم که ده میلیون سال از عمر عالم میگذرد، چرا قبل از ده میلیون سال این عالم درست نشد و چرا بیست میلیون سال قبل نبوده است و امثالذلک؟ چه مرجّحی در این مقطع برای این عالم هست؟ برگشت تمام این بحثها به این است که ما زمان را در این عالم یک امر واقعی بدانیم اما اگر زمان را یک امر اعتباری دانستیم دیگر این بحث در اینجا مطرح نیست یعنی اینکه چرا در این برهه واقع شد و قبل واقع نشد دیگر معنا ندارد چون دیگر قبلی در کار نیست.
- منظومه، ج 2، ص 302.

