جلسه ۱۰۵
توضیحات:
25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال
جلسه ۱۰۵
19بنابراین ما که میخواهیم از ماده حرکت کنیم در خود ماده سیر میکنیم و به ملکوتش میرسیم، دوباره از ملکوت خود همین ماده سیر میکنیم و به جبروتش میرسیم، در واقع ما در همین یک کتاب هم مُلک میبینیم، هم ملکوت میبینیم، هم جبروت و هم لاهوت و هم خدا میبینیم، آهان! خدا در دست من است! درست شد؟! تمام این مراتب را ما در همین یک کتاب میبینیم، در این یک لیوان که وزنش سه سیر است هم مُلک میبینیم، هم ملکوت میبینیم ـ که نمیبینیم! ـ هم جبروت میبینیم که به طریق اولیٰ [است] لاهوت خود خدا [است] که دیگر اصلاً قابل رویت نیست، درست شد؟! تمام آن عوالم در این است و هر کدام بهنحو قوه داخل در دیگری هستند؛ بهنحو قوه یعنی قابلیت به این صورت درآمدن دارند، اینطور نیست که قوهای که فاقد صورت است بعد صورت پیدا کند، نه! قوهای که خودش فعلیت مندمجۀ در آن است یعنی فعلیت دارد ولی نه فعلیتی که بهعنوان حسی باشد، این همان صورت را در خودش دارد ولی به کسی نشان نمیدهد، اگر دلش بخواهد نشان میدهد مثلاً نطفه که ما میگوییم قوۀ برای انسان شدن دارد این نطفه واقعاً انسان نیست بلکه برمیگردد و انسان میشود، انسانی در کار نیست ولی فرق بین این و اندماج معلول در علت این است که معلول در علت است، قوهای که میگوییم در این است یعنی خود معلول بشخصه در آن علت وجود دارد یعنی علت چیزی نیست که بخواهد معلول را در خارج ایجاد کند، صرف ارادۀ علت است که آن معلول را از خودش بروز و ظهور میدهد پس معلول در خودش هست ولی به کسی نشان نمیدهد این را «اندماج» میگویند.
تلمیذ: بنابراین مانعی ندارد که این ظهور یک زمانی نباشد.
استاد: بله، مانعی ندارد همانطور که شما زید، عمرو، بکر و امثالهم را میبینید که یک وقت نبودند، شما صد سال پیش نبودید، ما نبودیم. پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نبوده است، هیچکدام نبودهاند البته روحشان قبلاً بوده است ولی اینها نبودهاند، همانطوریکه در خود زمانیات همۀ اینها مظاهری هستند که یک وقت نبودهاند در سلسلۀ طولی هم ممکن است نباشند و همۀ اینها مندمج در ذات پروردگار هستند و بعد از ذات پروردگار بروز و ظهور پیدا میکنند.

