جلسه ۱۰۵
توضیحات:
25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال
جلسه ۱۰۵
18بهوجود آمدن تمام عالم با یک اراده
او یک اراده میکند؛ یک اراده کرده است و تمام این عالم بهوجود آمده است، آنوقت در همان ارادۀ خودش دائماً در حال تغییر و تبدّل است، اینطور نیست که یک اراده کرده باشد و کنار کشیده باشد و عالم خودش مثل قطار راهآهن سُر میخورد و جلو میرود، نه! خودش یک اراده کرده است و با آن یک اراده دائماً اراده میکند یعنی آنجا عالم ثابت است، هر پلک چشمی که ما میزنیم ارادۀ او است، هر حرکت دستی که میدهیم او اراده میکند و خودش را به حرکت میاندازد اینطور است. البته اینها همه وجدانی است.
تلمیذ: در مقابل ذات تفصیل که اصلاً نیست و حتی بهنحو اندماج هم نمیشود گفت که...
استاد: ببینید اینکه شما میگویید: «نمیشود در آنجا گفت» بهخاطر این است که موجودات را از ذات دوتا کردهاید ولی اگر موجودات را عین ذات بدانید دیگر جدا هستند و جدا نیستند چه معنا دارد؟! شما الآن این را از ذات دوتا کردهاید بعد گفتهاید که این در آن ذات راه ندارد، اگر میگفتید که ذات خود همین است، یک قضیه بود ...
تلمیذ: اگر ذات همان است، قبل از ظهور که بهنحو تفصیل نبوده است، آیا در آنجا اندماجی بوده است؟! اگر اندماج بوده است پس قوه و فعل نبوده است یعنی ظهورات این موجودات بالقوه است و بالفعل نه بهنحو اندماج.
استاد: ببینید لازمۀ وجود این است که صور عقلیۀ تمام اشیاء در وجود بهنحو [اندماج] هست، آن صور عقلیه قابلیت برای صور حسیه دارند، آن صور حسیه قابلیت برای تعلق به ماده دارند، همۀ اینها بهنحو اندماج هستند؛ اندماج که میگوییم، بهنحو عینیت حضوری است یعنی خود ذات تمام این اختلافات و تمام این اَشکال و اینها را در ذات خودش قرار داده و گرفته است یعنی ذات است با این اَشکال و با این چیزها، اینطور نیست که بهضمیمۀ اشکال است بلکه منافاتی بین این ظهورات و خود ذات نیست و این ذاتی که ما الآن میگوییم، عبارت است از یک مرحلۀ تأخّر رتبی، نه مرحلۀ تأخّر حسی که الآن این عالم ماده یک طرف است، عالم ملکوت بالاتر است و بعد همینطور برویم تا به جایی که عالم ذات است برسیم، این تأخّر حسی میشود یعنی الآن مرحلۀ ماده هستیم، آن را رد کنیم و کنار بیندازیم به ملکوت میرویم، چند سالی هم در ملکوت راه میرویم، آن را کنار میگذاریم و به جبروت میرسیم، جبروت هم همینطور تا چنگ میاندازیم ذات را میگیریم، نه! اینطور نیست این تأخّر حسی میشود. [مرحلۀ تأخّر رتبی] یعنی در خود همین مرتبۀ ماده که هستیم چنگ انداختیم ذات را گرفتیم، در ملکوت هم برویم دوباره دستمان به ذات است، در جبروت هم برویم دستمان به ذات است، در تمام اینها دستمان به ذات است و یک مرتبۀ تأخّر رتبی در اینجا هست که آن تأخّر رتبی که جنبۀ علةالعللی دارد آن است که یک وجود بحت و بسیطی است که آن وجود بحت و بسیط خودش به صور متعدد درآمده است، خودش به صورت آمده است. پس صورت جدای از آن وجود در اینجا دیگر معنا ندارد، اینطور نیست که صورت یک طرف است و آن وجود طرف دیگر است که برای رسیدن به آن وجود باید این صور را رد کنیم.

