جلسه ۱۰۴
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۴
3تعریف حدوث ذاتی
حدوث ذاتی عبارت است از پیشی گرفتن نیستی یک شیء بر هستیاش در ذاتش، نه در تکوّن خارجی آن، یعنی نیستی یک ماهیت بر هستیاش تعلق و پیشی میگیرد مگر اینکه از ناحیۀ علت به او افاضۀ وجود شود. به این وسیله مسئلۀ زمان را کنار گذاشتند و گفتند: ما اصلاً با زمان کاری نداریم، شما میخواهید بین خلق و خالق افتراق ایجاد کنید که ما افتراق ایجاد کردیم شما میخواهید بین خلق و خالق مِیز ایجاد کنید یعنی خالق را یک طرف بگذارید و مخلوق را طرف دیگر بگذارید، ما همین کار را کردیم ما دربارۀ مخلوق؛ کل عالم مخلوق اعم از مُلکی و ملکوتی قائل به حدوث ذاتی هستیم یعنی ذات و ماهیت این مخلوق اقتضای وجود و عدم ندارد پس نیستیِ او بر هستیِ او ذاتاً تقدّم دارد و وجوداً تقدّم ندارد، ما کاری به وجود خارجیاش نداریم گرچه وجود خارجی او از ازل بوده است، همینقدر که این در وجودش نیاز به علت دارد مسئله را از خالق جدا کردیم چون آن نیازی به علت ندارد، اسم این را حدوث ذاتی میگذاریم و اسم آن را قدیم ذاتی میگذاریم پس بین رب و مربوب، خالق و مخلوق، مُبدِع و مُبدَع و علت و معلول فرق پیدا شد و کفیٰ به میزاً. این مطلب صحیحی است و مسئله هم همینطور است.
بعضیها گفتهاند که این عدمی که شما در اینجا به نام عدم مجامع درست کردهاید در واقع عدم نیست چون عدم در واقع نبودِ یک شیء قبل از بود است و ما در اینجا نبودی نداریم؛ منبابمثال وقتی شما بگویید که مجردات ازلاً بودند پس نبودی در کار نیست یعنی هروقت شما وجود مجردات را تصور کنید در آن وقت این مجردات وجود داشتند و ما نمیتوانیم در برههای، زمانی، مقطعی و مرتبهای عدم این مجردات را [تصور کنیم] حالا شما بگویید که عالم خلق قبلاً نبوده است ولی بالأخره در مجردات شما چه میگویید؟! ما نمیتوانیم که تصور کنیم یک مرتبه از مرتبۀ پایینتر خالی باشد؛ از مرتبۀ صور مجرده خالی باشد پس اینها ازلاً بودند و این معنای نبود یک شیء نیست. ما همیشه حادث را به چیزی اطلاق میکنیم که واقعاً قبل از خلق وجود نداشته باشد، به آن حادث میگوییم اما فرض کنید که اگر عالم عقول در ازل وجود داشت یعنی هروقت خدا خدایی میکرد عالم عقول هم بود، هروقت خدا خدایی میکرد عالم جبروت هم بود، هروقت خدا خدایی میکرد عالم لاهوت هم بود دیگر حادث یعنی چه؟! ما در حدوث نبود قبل از بود را میخواهیم یا بود قبل از نبود را میخواهیم و ما در اینجا نبودی نداریم. بله! قبول داریم که اینها در ذاتشان نیازمند به علت هستند ولی به این که حادث نمیگویند. ما اشیاء را به دو شق تقسیم میکنیم که بعضیها احتیاج به علت ندارند و بعضیها نیاز به علت دارند ولی این دلیل بر حدوث اینها نمیشود.

