جلسه ۱۰۴
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۴
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَذِی الحُدوثاتِ التی مَـرَّت جُمَع *** لـما سِویٰ ذِی الأمرِ و الخلقِ تَقَع جزئیةً کلیةً جزءٌ و کُل *** و کانَ حفظُ کلِّ نوعٍ بِالمُثُل1 اشکالی در مسئلۀ حدوث وجود دارد که عرض شد آن اشکال باعث شده که به مسئلۀ حدوث و قدم بپردازند و آن اشکال این است که دربارۀ خداوند متعال ما قائل به قدیم زمانی و قدیم ذاتی هستیم؛ قدیم به معنای عدم سبقت نیستی بر هستی است. [در توضیح مطلب میگوییم:] دربارۀ عالم، در آن زمان همین کیفیت ظاهری این عالم را میدیدند و تغییر و تبدّلاتی که ممکن بود در این عالم خاکی و افلاک صورت گرفته باشد را احساس نمیکردند لذا در اینجا این مسئلۀ حدوث را مطرح کردهاند که آیا عالم قدیم است یا حادث است؟
اگر میگفتند که عالم قدیم است پس فرقش با خدا چیست و آنوقت مسئلۀ علت و معلول چه میشود؟ اینکه خداوند علت خلق همۀ ممکنات است به کجا میرسد؟ اگر میگفتند که عالم حادث است آنوقت گیر میکردند در اینکه عالم حادث است یعنی قبلاً زمانی بوده که در آن زمان عالم نبوده و بعداً خلق شده است، این هم که معنا ندارد؛ خود زمان زائیده و انتزاعی از یک مُتکوِّن ملکی است. روی این حساب اینها نتوانستند این مسئله را حل کنند چون از آنطرف نمیتوانستند قائل به قدم زمانی عالم باشند چون با قدم زمانی پروردگار چه فرقی کرد؟! از طرفی هم نمیتوانستند قائل به حدوث زمانی شوند بهخاطر اینکه قائل به حدوث زمانی استحاله میآورد چون قبلاً باید یک زمانی بر این خلقت عالم پیشی گرفته باشد و این معنا ندارد که قبل از خلقت عالم یعنی مادۀ عالم، یک زمانی بوده که در آن زمان این عالم نبوده است و بعد خدا این عالم را خلق کرده است. این هم محال است.
حکما و فلاسفه در مندوحهای واقع شدند و گفتند که ما اصلاً حدوث را به حدوث ذاتی برمیگردانیم و آن عبارت است از آن عدمی که مجامع با این شیء است ولو اینکه این شیء ازلاً وجود داشته است و این بحث اختصاص به عالم ماده ندارد و حتی در عوالم مجرده هم مسئلۀ حدوث ذاتی مطرح است.
- 1منظومه، ج 2، ص 258.

