جلسه ۱۰۱
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۱
6اگر بگوییم که اینها تدریجی الحصول هستند، زمانی میشوند مثل اینکه زید در این زمان هست بعد از بیست سال بچهاش عمرو به دنیا میآید، بعد از سی سال بچۀ بچهاش ـ نوۀ زید ـ بکر به دنیا میآید، اینها تدریجی الحصول هستند ولی در آن عالم که زمان نیست، تدریجی الحصول نیست، آن عالم، عالم ثابتات است یعنی این عوالم ازلاً و ابداً وجود دارند، چرا وجود دارند؟ بهجهت اینکه وقتی ما به سلسلۀ طولی نظر میکنیم همانطور که خود شما میفرمایید، برگشت تمام اینها به اسماء و صفات پروردگار است، اسماء و صفات پروردگار هم جزء ثابتات ازلیه هستند که خود شما قائل هستید، وقتی که اینها جزء ثابتات ازلیه هستند پس تمام اینها دفعی الحصول هستند و مراد از انفکاک اسماء و صفات از ذات، انفکاک در عالم وجود است، نه انفکاک رتبی اما در عالم وجود و در عالم تحقق، انفکاک اسماء و صفات از ذات پروردگار مستحیل است.
بنابراین شما چطور عدم را در مرحلۀ علت نسبت به معلول تصور میکنید؟! این تصور عدم چطور ممکن است؟! یعنی علت باشد و معلول نباشد حالا شما اسمش را زمانی نگذارید، اسمش را رتبی یا دهری بگذارید، بالأخره ما که در یک رتبه فرض عدم میکنیم، یا فقط یک فرض است یا حکایت از یک واقع است. ما که الآن میگوییم: این کتاب نبوده است و بود شده است، این عدم یک عدم واقعی است، این کتاب نبوده است، این کتاب پنبه بوده است یا چوب بوده است که به کارخانه رفته و بعد در فلان دستگاه رفته و تبدیل به کتاب شده است، این عدم، عدم واقعی است. ما میبینیم که الآن این کتاب درمیآید. آن عدمی که شما میگویید که در مرتبۀ علت، معلول معدوم است آیا عدم واقعی را میگویید؟ یعنی واقعاً نیست؟! میگوییم که هست، وقتی که الآن این کتاب هست دیگر شما نمیتوانید بگویید که عدم مقابل بر این حاکم است، عدم مقابل عدم زمانی بود، عدمی بود که یا او باید باشد یا وجود باید باشد، وقتی که این کتاب هست آیا عدم کتاب هم هست؟! دیگر نیست. درست شد؟! روی این حساب شما که میگویید: معلول در مرتبۀ علت نیست، آیا منظورتان عدم واقعی است؟! یعنی واقعاً در مرتبۀ علت معلول نیست؟! پس این معلول الآن چهکار میکند؟!

