اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

جلسه ۱۰۰

توضیحات:

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۰

3
  • و قَد عَرَّف العقلاءُ بِكلِّ واحد و المآلُ واحدٌ إذ المرادُ بِالغيِر أعمٌّ مِن العلةِ و العدمِ.1

  • عقلا به هر کدام از اینها تعریف کردند و مآل هم واحد است و مطلب روشن است چون مراد به غیر اعم از علت و عدم است.

  • یعنی هم علت را شامل می‌شود، هم عدم را شامل می‌شود و هم قرین را شامل می‌شود یعنی هرچه که قرین آن باشد ـ حالا هرچه که باشد ـ ولو یک موجودی مثل خودش، اگر بعد از آن باشد به آن «حادث» میگویند، چه در سلسلۀ عرضیه و چه در سلسلۀ طولیه.

  • فَهُو أيْ عَدَمُ الكونِ المَذكورِ مُسمَّى بِالقِدمِ‌. فيه إشارةٌ إلى أنَّ التعريفَ شَرحُ الاسمِ.2

  • اینکه وجود بعد از عدم نباشد به این «قدیم» یا «قدم» (یا «هستی ازلی») میگویند. در این مطلب اشاره است به اینکه این تعریف شرح‌الإسم است.

  • چون ما در اینجا از خصوصیات و ذاتی قدیم تعریف نیاورده‌ایم بلکه یک شرح‌الإسمی آورده‌ایم و بعضی از عوارض و لوازمش را گفته‌ایم، ذاتی‌اش را تعریف نکرده‌ایم، تعریف شرح‌الإسمی است فقط برای اینکه مسئله روشن شود و به همین مقدار کفایت می‌کند.

  • و ادْرِ الحُدوثَ مِنهُ أیْ مِن القِدمِ متعلقٌ بِقولنا بِالخلافِ أیْ ادْرِ الحدوث بخلاف القدم. یعنی أنَّه المَسبوقیةُ بالعدمِ أو بَالغیرِ.

  • ثُمَّ شَرَعنا في ذِكرِ أقسامِ القدمِ و الحدوثِ و تَعريفِ أكثرِها بِقولِنا صِف‌ كُلّاً مِن القدمِ و الحدوثِ‌ بِالحقيقيِ و بالإضافيِ‌. أمَّا الحقيقي مِنهما فظهر. و أمّا القدمُ الإضافي فهو كونُ ما مَضى مِن زمانِ وُجودِ شي‌ء أكثرُ ممَّا مَضَى مِن زمانِ وجودِ شي‌ء آخر و الحدوثُ الإضافيُ كونَه أقَل.3

  • حالا که معنای قدیم را فهمیده‌اید معنای حدوث را هم باید متوجه شوید، حدوث را هم به خلاف قدم بدان. جار و مجرور متعلق به قول ما «بالخلاف» است، حدوث آن چیزی است که خلاف قدم است، حادث آن چیزی است که خلاف قدیم است، حدوث عبارت است از مسبوقیت موجود به عدم یا به غیر.

    1. . منظومه، ج 2، ص 286.
    2. . همان.
    3. . منظومه، ج 2، ص 286 و 287.
/ 380