جلسه ۱۰۰
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۰
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الفَريدةُ الثُّالِثَةُ.
في القِدَمِ و الحدوثِ غررٌ في تعريفِهِما و تقسيمِهِما.
إذ الوجودُ لم يَكن بَعدَ العدمِ لا المُقابل و لا المجامع أو بَعدَ غَيرهِ تَرديدٌ في العبارةِ يعني إنْ شِئتَ عَرِّف بِهذا و إنْ شِئتَ عَرِّف بِذاك.1
فریدۀ سوم در قدم و حدوث است. این غرر در تعریف قدم و حدوث و در تقسیم قدم و حدوث است.
از آنجایی که وجود بعد از عدم نیست، نه عدم مقابل و نه عدم مجامع، یا بعد از غیر آن عدم [در عبارت تردید است] اگر میخواهی قدیم را اینطور تعریف کن و اگر میخواهی آنطور تعریف کن (یعنی وجود بعد از عدم نباشد یا بعد از غیر نباشد که آن غیر یا علت است یا موجودات دیگر).
مرحوم حاجی «بعد غیره» را تفسیر کردهاند یا به بعد از غیر خودش مثل قرین خودش، میگوید که اگر یک وجودی داشته باشیم که بعد از عدم نباشد، الآن این وجودات همه بعد از عدم هستند یعنی زمانی بود که اینها نبودند بعد بهوجود آمدند، این یک تعریف حدوث است.
تعریف دیگر حدوث هم این است که وجود بعد از غیر خودش نباشد، فرض کنید که این لیوان نسبت به این پارچ غیر است، این [پارچ] هم نسبت به این لیوان غیر است، اگر این لیوان بعد از این پارچ نباشد یعنی قبل از این پارچ باشد پس به این لیوان میگویند: «قدیم»؛ قدیم نسبت به این پارچ. حالا اگر این پارچ اصلاً نسبت به «غیر خودش» عدم نداشته باشد، غیر خودش یعنی قرین خودش، حالا هرچه میخواهد باشد، این «قدیم ذاتی» میشود پس قدیم عبارت است از آن وجودی که بعد از غیر خودش بهوجود نیاید، غیر خودش چیست؟ همۀ ممکنات و همۀ اشیاء و موجوداتی که در عالم هستند.
یا اینکه غیر را به معنی علت بگیریم ـ آنهم میشود ـ یعنی وجود بعد از علت نباشد یعنی دو تعریف است. «لا المقابل و لا المجامع»؛ نه عدم مقابل که عدم وجود شیء است که به آن عدم بدلی میگویند و نه عدم مجامع که همان عدم اقتضاء ذاتیه است که ذات اقتضاء وجود نمیکند و اقتضاء عدم هم نمیکند.
- . منظومه، ج 2، ص 286.

