جلسه ۹۹
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۹۹
5تعریف وعاء رتبی
پس این دهر عبارت میشود از یک مکان انتزاعی متناسب با خود آن عالم، آنوقت وعاء رتبی میشود، وعاء رتبی یعنی هر معلولی در علت خودش در عالم دهر داخل است و هر معلولی به عدم خودش در مرتبۀ علت مسبوق است که آن علت هم به عدم خودش در مرتبۀ علت مسبوق است تا اینکه به مبدأ أعلیٰ برسد بنابراین این سبقی که در اینجا لحاظ شده است سبق زمانی نیست چون در آنجا زمان مطرح نیست بلکه سبق عدم بر آن وجود، سبق دهری میشود یعنی سبق رتبی میشود، علت در مقام ذات خودش بر معلول متقدّم است و معلول از آن علت نشئت میگرفته است. از نقطهنظر تمثیل به عالم ماده ما میتوانیم حرکت دست با حرکت این لیوان را در اینجا مثال بزنیم؛ الآن این لیوان از جای خودش حرکت میکند، حرکت لیوان از جای خود بهواسطۀ حرکت دست از جای خود است چون دست از اینجا تا اینجا حرکت میکند پس این لیوان هم از اینجا تا اینجا حرکت میکند، درست شد؟! اگر دست حرکت نکند لیوان حرکت نمیکند، کدام حرکت مقدّم است و کدام متأخّر است؟ آیا میتوانید بگویید که حرکت دست زماناً مقدّم بوده است و بعد حرکت لیوان؟ یعنی اول دست من حرکت کرد یک ساعت بعدش لیوان حرکت کرد؟ اینطور نیست و نمیتوانید بگویید. شخصی میگفت که یک نفر از دست ما ناراحت شد و ما از دست او فرار کردیم، او یک لگد به ما زد و لگدش سر کوچه به ما خورد! حالا اینطور نیست که ما الآن یک دستی حرکت دهیم و یک دقیقه بعد این لیوان حرکت کند.
تعریف سبق رتبی
از آن نظر هم ما میدانیم که قطعاً حرکت لیوان مستند به حرکت دست است، این قضیّه سبق رتبی میشود؛ سبق رتبی یعنی این حرکت زماناً مقدّم بر این نیست بلکه رتبتاً مقدّم است؛ یعنی علت در مقام خودش که این دست من است، حرکت دست من برای حرکت این لیوان علت است، این حرکت دست من در مقام علّیت بر این حرکت لیوان در مقام معلولیت مقدّم است. شما همین مسئله را در عوالم ربوبی پیاده کنید، عالم مُلک نسبت به عالم ملکوت سبق عدم رتبی دارد یعنی ملکوت در مقام ذات خودش برای عالم مُلک علت است اما سبق زمانی ندارد، اصلاً زمانی در اینجا نیست، اصلاً ما نمیتوانیم زمان تصور کنیم، ملکوت مُلک را خلق کرده است، «قبل» از او بوده است یا نبوده است، اصلاً «قبل» معنا ندارد.

