جلسه ۹۴
توضیحات:
23. غرر في إمكان الاستعدادي
جلسه ۹۴
6مسئلۀ دیگری هم هست که میگویند: «امکان وقوعی»؛ گاهی اوقات از امکان استعدادی به امکان وقوعی تعبیر میشود، امکان وقوعی دو معنا دارد که ایشان در اینجا ذکر میکنند:
ـ یکی این است که امکان وقوعی به همین امکان استعدادی میگویند یعنی وقوعش ممکن است، مثلاً الآن یک دانۀ گندم امکان وقوعی ندارد که به آهن تبدیل شود، چون تبدیل شدن گندم به آهن و فلز تحقق خارجی ندارد بلکه آنچه که برای آن تعیّن دارد همان بوتۀ گندم شدن است یعنی راهش به بوتۀ گندم شدن مشخص است و هیچوقت آهن شدن برای گندم، امکان وقوعی نخواهد داشت، این یک معنا است.
ـ معنای دوم امکان وقوعی این است که «لا یَلزم مِن فَرضِ وقوعِه محال1» هر چیزی که از فرض عدمش محال لازم نیاید، ممکنالوقوع است مثل همین ممکنات که همه امکان وقوعی دارند البتّه اگر به این حساب بگوییم، ایشان میفرماید که این امکان وقوعی دیگر اختصاص به مادیات ندارد، مجردات هم همین هستند که از فرض عدم آنها محال لازم نمیآید؛ حالا اگر جبرئیل نبود ـ نبود که نبود ـ یکی دیگر بهجای او بود، حالا او هم نبود که نبود یا اگر انسانی در این دنیا نبود، نبود که نبود، از فرض عدم آن محال لازم نمیآید و همینطور... چون بعضی چیزها هستند که خودشان محال نیستند اما اینها شیئی را لازم گرفتهاند که آن شیء محال است. تمام اینها داخل در تحتِ امکان وقوعی هستند بنابراین این امکان وقوعی همان امکان ذاتی میشود که هم شامل مادیات و هم شامل مجردات است درحالیکه امکان استعدادیِ ما به مادیات اختصاص دارد البتّه بنا بر نظر مرحوم حاجی و ملاّصدرا و امثالهم که اینها معتقدند که امکان استعدادی برای مادیات است، این هم یک مطلب است.
بعد ایشان میفرماید که حالا بین امکان استعدادی و امکان ذاتی چه فرقی است؟ چند فرق ذکر میکنند، یکی از آنها این است که امکان ذاتی یک امر انتزاع عقلی است و ظرف و وعاء عروض آن عقل و ذهن است ولی امکان استعدادی اصلاً یک امر خارجی است و اینطور نیست که یک انتزاع عقلی باشد، امکان ذاتی بر ماهیت عارض میشود و ظرف ماهیت، عقل است ولی در عالم خارج امکان ذاتی نداریم، فرض کنید که در عالم خارج فرش داریم، در عالم خارج زید داریم ولی امکان ذاتی اینطور نیست، امکان ذاتی را عقل انتزاع میکند، قبل از اینکه زید باشد امکان ذاتی بوده است، حالا چه برسد به اینکه زید آمده است دیگر امکان ذاتی را با خودش نمیآورد، این امکان ذاتی یک امر انتزاع عقلی از ماهیت است و این ظرفش در ذهن است، ما در خارج امکان ذاتی نداریم هرچه در خارج داریم زید است؛ سر است، مو است، پشم است، ناخن و استخوان و امثالذلک است.
- . منظومه، ج 2، ص 279.

