جلسه ۹۴
توضیحات:
23. غرر في إمكان الاستعدادي
جلسه ۹۴
11میگوییم که نطفه «بالقوه» آن است یعنی نطفه بعداً به انسان تبدیل میشود پس از حیث اینکه این تهیّؤ چیزی است که الآن هست و در خارج احساس میکنیم، میگوییم که استعداد است، ما خیلی چیزها داریم که یکی از آنها این است، خود نطفه بودن یک شیء است، استعدادی که در نطفه هست شیء دیگر است، مثلاینکه کتاب یک شیء است، سبزی هم یک شیء است، قرمزی هم یک شیء است، سیاهی هم یک شیء است، حدود و کم هم یک شیء هستند، تمام اینها اشیائی هستند که عارض بر کتاب شدهاند، این استعداد هم عارض بر نطفه شده است.
تلمیذ: قبول صورت علمیه در مجردات داخل در امکان استعدادی نیست.
استاد: چرا نیست؟! چرا قبول صورت علمیه در مسائل مجرّد داخل در امکان استعدادی نباشد؟! اگر یک وجودی باشد؛ شما یک بقر را در نظر بگیرید، آیا استعداد برای قبول صورت علمیه را دارد؟! ندارد، پس چرا جبرئیل دارد؟! چون آن استعداد در او هست ولی در بقر نیست.
تلمیذ: صورت به معنای فعلیت نیست، صورت یعنی پذیرش همین شکل ظاهری.
استاد: چرا؟ هرچه [باشد]، هر تبدیل و تبدّلی استعداد میخواهد.
تلمیذ:...
استاد: اصلاً چون امکان استعدادی را در ماده گرفتهاند لذا صورت را در مقابل هیولا گرفتهاند.
تلمیذ:...
استاد: نه این صورت همان فعلیت شیء است؛ لذا خودش در اینجا گفته است که ماده را اعم گرفتهایم، هم صورت در ماده که فعلیت شیء بصورته باشد، هم معروض در اینجا لحاظ شود و هم بدن در اینجا لحاظ شود، صورت نوعیۀ بدن که نفس ناطقه نیست، صورت نوعیۀ بدن همین لحمیت، عظمیت، شعریت و امثالذلک است، آن نفس ناطقه ضمیمۀ این بدن میشود، این «امکان» میشود؛ لذا نفس ناطقه کنار میرود ولی صورت این بدن به حال خودش باقی است تا بعد که کمکم تبدیل به تراب میشود، درست شد؟!
هیولا بودن هر مادهای در فعلیت خودش
فعلیةُ الشیءِ بِصورتِه لا بِمادَّته مربوط به صورتی است که عارض بر ماده میشود، هر مادهای در فعلیت خودش هیولا است، اصلاً ماده فعلیت ندارد و فقط هیولا است. چه وقتی ماده وجود پیدا میکند؟ وقتی صورت بپذیرد، وقتی صورت پذیرفت آنوقت این ماده بصورته، قابل برای ادراک و لمس میشود، قبل از اینکه صورت بپذیرد، ماده هیولای خالی است، درست شد؟! بنابراین منظور ما از صورت در اینجا اعم است یعنی هم صورتی که عارض بر ماده میشود و آن را از ابهام درمیآورد و هم صورتی که باعث میشود جنسیت آن را تغییر دهد، تمام اینها صورت هستند؛ چه صورت عرضیه باشد که عارض میشود مانند الوان و امثالذلک، تمام اینها صورت هستند. الآن هوا ـ خود هوا ـ وجود دارد یا ندارد؟ آیا این هوا صورت میپذیرد یا نه؟ آیا استعداد برای پذیرش حد دارد یا ندارد؟ هوا که استعداد ندارد درحالیکه میدانیم هوا ماده است؛ اکسیژن ماده است، درعینحال این استعداد برای قبول «کم» را که هیچوقت ندارد البتّه خود ذرات هوا «کم» دارند ولی همین «کمّی» که خط و امثالذلک در خارج تشکیل دهند، تسامحاً ندارند یا اینکه هوا تبدیل شود و مثلاً صورت نوعیه یا عینیهای خودش بگیرد، هوا که اینطور نیست، هوا اکسیژن است. هر مادهای مثلاً این فلز به گیاه تبدیل شود، آیا استعداد دارد یا ندارد؟ ندارد، چرا؟! چون قابلیت برای تبدیل شدن به گیاه را ندارد، گرچه ممکن است این فلز به خاک تبدیل شود، این فلز ممکن است توسط واسطههایی به شیئی تبدیل شود ولیکن آن واسطۀ قریبش مورد نظر هست، این الآن استعداد برای خاک شدن را دارد یعنی اگر علل جمع شوند رطوبت جمع شود آب بیاید شرایط دیگر بیایند، کمکم این فلز زنگ میزند و تبدیل به خاک میشود، این استعداد را دارد.

