اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري

جلسه ۹۳

توضیحات:

22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۹۳

9
  • خیلی‌ها در این مطلب اشتباه کرده‌اند و خیلی‌ها به عرفا نسبت داده‌اند حتی من دیده‌ام که مرحوم مطهّری هم‌چنین مطلبی به آنها نسبت داده است1 درحالی‌که آنها چنین چیزی نمی‌گویند، آنها می‌گویند که در عالم، حدود است، اینکه ما می‌گوییم که سراب است منظور سراب استقلالی است که اینها را سراب می‌گوییم ولی بالأخره سراب می‌بینیم یا نمی‌بینیم؟! بالأخره لمعانی هست یا نه؟! من‌باب‌مثال بگویید: «این لمعان آب نیست» بالأخره این لمعان خورشید که هست!

  • بالأخره اشخاص عقل و شهود دارند و مظاهر را می‌بینند و می‌فهمند که مثلاً این شکر است و این قره‌قروت است، چرا به‌جای شکر قره‌قروت در چایی نمی‌ریزند و به هم بزنند؟! چون می‌فهمند که هر کدام یک حدّی دارند، هر کدام یک ظهور هستند، من‌باب‌مثال این ظهور حلاوت است، آن حموضت2 است، آن ظهور مرارت است، تمام این ظهورات را احساس می‌کنند درعین‌حال چیزی غیر از ذات واجب هم نمی‌بینند.

  • پس این‌طور نیست که بگوییم: اینها در عالم حد نمی‌بینند، اینکه اصلاً خلاف قضیّه و وجدان است، حد نمی‌بینند یعنی چه؟! یعنی به‌جای پرتقال، بادمجان می‌خورند؟! می‌گویند که چیزی نیست، پس چه فرقی می‌کند؟!

  • تلمیذ:... پس یعنی فقط عدم استقلال؟!

  • اختصاص داشتن استقلال به ذات واجب‌الوجود

  • استاد: فقط و فقط همین، یعنی هیچ چیز مستقلی در عالم نیست و استقلال فقط اختصاص به ذات واجب‌الوجودِ قیومِ حی دارد و تمام اینها ظهورات هستند و غیر از این چیزی نیست، فقط همین. این‌طور نیست که حد نیست، این آهن است این فرش است، اگر با آهن بر سر او بزند سرش آسیب می‌بیند ولی اگر با این بزنند آسیبی نمی‌بیند، شما که می‌گویید: حدّی نیست، پس در حمام به‌جای آب، پاره آجر بر سر خودتان بزنید، ببینید چه بر روزگارتان می‌آید! مثلاً وقتی یکدیگر را دنبال می‌کنید با لنگه کفش یا دمپایی... شما به او چه می‌زنید؟! او چه می‌زند؟! دیگر اینها فرق می‌کند! (مزاح) منظور «شما»ی نوعی است! این مطلبی است که باید به این مسئله توجه داشت.

    1. . شرح مبسوط منظومه، ج 1، ص 223 و 224.
    2. . لغت نامه دهخدا: ترشی.
/ 0