جلسه ۹۳
توضیحات:
22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري
جلسه ۹۳
7بنابراین ما به این کاری نداریم که آیا اختیار داریم یا نداریم، فعلاً به این کار داریم که فعلی که از ما سر میزند باید جمیع انحاء عدم بر آن بسته باشد و عدم بر آن محال باشد تا اینکه این فعل در عالم وجود پیدا کند، فعل انسان چه اختیاری و چه غیراختیاری باشد، چه در مورد انسان و چه در مورد سایر موجودات، در تمام اینها هر فعلی بخواهد در خارج وجود پیدا کند، نحوۀ تحقق آن باید بهطوری باشد که عدم برای آن محال باشد، وقتی که عدم برای آن محال شد آنوقت میگوییم که ضرورت وجود پیدا میکند، حالا فرقی نمیکند که اختیاری باشد یا غیراختیاری.
بعد مرحوم حاجی در اینجا مطلبی میفرمایند که بسیار مطلب حائز اهمّیتی است ایشان میفرمایند که نسبت وجود و امکان، نسبت تمام و نقصان است البتّه اگر ما امکان را به معنای امکان فقری بگیریم یعنی تمام موجودات ماسویٰالله فقر و رابطه و ربط محض هستند گرچه اینها وجود خارجی دارند ولیکن از نقطهنظر ذات و هویت ذات، فقر هستند و وقتی فقر شدند اینها ناقص هستند و تمام فقط اختصاص به ذات واجبالوجود دارد او در ذات خودش تامّ و تمام است و نیاز به غیر ندارد و محتاج به علت نیست و تمام موجودات گرچه ضرورت دارند ـ دو ضرورت در اینجا هست؛ ضرورت بالغیر دارند چون غیر، اینها را واجب کرده است، یکی هم ضرورت به شرط محمول دارند در واقع وقتی که میگوییم: زید موجود است، در اینجا ضرورت به شرط محمول است یعنی ما محمول را در موضوع داخل کردهایم، زیدی که موجود است بنابراین وجود برای زید ضرورت دارد ـ اما این ضرورت باعث تمامیت اینها نخواهد شد بلکه باعث نقصان اینها [خواهد شد] و همان ضرورت بالغیر اینها موجب میشود که اینها إلی أبَد الآباد در عالم نقص بمانند و متدلّیات به مبدأ أعلیٰ باشند و متکی به ذات باری باشند و او تام است.

