جلسه ۹۳
توضیحات:
22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري
جلسه ۹۳
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرّحیم
غررٌ فی بعضِ أحکامِ الوجوبِ الغَیری:
لا یُوجدُ الشّـَیء بأولویةٍ *** غَیریةٍ تکون أو ذاتیةٍ کافیة أو لا عَلی الصَّوابِ *** لا بُدَّ فی التَّرجیح مِن إیجابٍ لَیسیةُ الـمُمکنِ تَـنفی الثَّانیة *** رأسًا کذا الأولیٰ بقاءُ التَّسویة ثُمَّ وجوبُ لاحقٌ مبیِّنٌ *** فَبالضـرورتـین حَفَّ المُمکنِ و نسبةُ الوجوبِ و الإمکانِ *** کَنسبةِ التَمامِ و النُقصانِ1 مبنای اشکال متکلّمین در کیفیت نزول عالم وجود
بحثی در اینجا هست گرچه بهظاهر بحث خیلی مهمی باقی نمیماند ولیکن فیالواقع مبنای اشکال متکلّمین در کیفیت نزول عالم وجود است و آن این است که آیا ـ امروزیها هم همین را میگویند ـ میشد عالم غیر از این باشد یا اینکه نمیشد؟ منبابمثال اینکه این شیء الآن به این صورت درآمده است آیا میشود که غیر از این صورت باشد یا اینکه نمیشود؟ آیا این کیفیت در این عالم به این نحوه ضرورت دارد یا اینکه صرف صدفه و اتفاق است؟ درهرصورت این محدودیتهایی که در عالم وجود میبینیم، ضروری است و وجوب بالغیر دارد یا اینکه بهنحو اتفاق و ـ حالا از اینها تعبیر به ـ اولویّت و امثالذلک هست ولی غیر از این صحبتی است که متکلّمین بیان کردهاند و تا حالا هم هست و...
حالا ما به اصل و ریشۀ این قضیّه کاری نداریم که بالأخره برگشت تمام سلسلۀ علل به علةالعلل است و همان مشیّت به این نحوه موجب این فعل شده است و در آنجا دیگر ﴿لَا يُسَۡٔلُ عَمَّا يَفۡعَلُ﴾2 است و ارادۀ پروردگار «چرا» ندارد که چرا اینطوری شد، چرا، به انطباق یک مسئله در حقیقت به مرتبۀ نفسالأمری آن برمیگردد و وقتی که این نفسالأمری هویت محضه است و واقعیت به معنیالکلمه است، اطلاق در ناحیۀ پروردگار منتج است پس اینکه چرا اراده کرد و چرا اراده نکرد دیگر جا ندارد و همیشه سؤال از چرا و علت بهخاطر انطباق مسئله با نفسالأمر است، چرا زید ایستاد؟ آیا ایستادن زید درست بود یا نبود؟ یا علت واقعی آنچه بود؟ اما اگر ما نتوانستیم در آنجا غلط را تصور کنیم و بلکه تمام واقعیتها را به مشیت پروردگار ارجاع میدهیم و مشیت پروردگار را اصل و جوهرۀ هر واقعیتی بهحساب میآوریم و ما تمام اشیاء را به ملاحظۀ مشیت پروردگار ملاک صحت یا سقم میدانیم، دیگر معنا ندارد که بر خود مشیت پروردگار خدشه کنیم که چرا پروردگار این کار را کرد و آن کار را نکرد یعنی آیا ملاک صحت مشیت پروردگار نفسالأمر دیگر است که باید کارش را با آن نفسالأمر تطبیق دهد؟! اگر تطبیق پیدا کرد آن کار درست میشود، اگر تطبیق پیدا نکرد نمیشود؟! آن نفسالأمر دیگر چیست؟ چه عالم و حقیقتی سوای اراده و مشیت خدا وجود دارد؟! چون ما نمیتوانیم تطبیق دهیم بنابراین به اینجا که میرسیم چون ما به اراده و مشیت پروردگار نمیتوانیم احاطه پیدا کنیم و هیچگاه معلول نمیتواند به علت برسد و محاط نمیتواند به محیط اطلاع پیدا کند بنابراین وقتی اراده و خواست خدا میرسد یَنقطع السؤال أیِّ نحوٍکان این مطلبی است که راسخین از حکما و عرفا بیان کردهاند.
- . منظومه، ج 2، ص 271.
- . سوره انبیا (21) آیه 23. الله شناسی، ج 3، ص 252:
«خداوند از کاری که میکند مورد پرسش و مؤاخذه قرار نمیگیرد.»

