جلسه ۹۳
توضیحات:
22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري
جلسه ۹۳
16فَقولهُم الشَّیءُ ما لم یَجب لم یُوجد مَعناهُ ما لم یَنسدَّ جمیعُ أنحاءِ عدمِه لم یَحکم العقلُ بِوجوِده.1
اینکه میگویند: «الشَّیء ما لَم یَجِب لَم یُوجَد؛ اگر شیء وجوب پیدا نکند ظهور پیدا نمیکند» معنایش این است: تا مادامی که جمیع انحاء عدم آن شیء منسد نشود، عقل حکم به وجود نمیکند.
بنابراین راه همۀ عدمهایی که میتوانیم تصور کنیم باید بسته شود و عدم برای این محال شود، وقتی که عدم برای این محال شد، آن موقع وجود پیدا میکند.
محفوف بودن ممکن به دو ضرورت
فبِالضَّرورتینِ حَفَّ المُمکنِ.2
پس ممکن به دو ضرورت محفوف است.
البتّه ممکنی که وجود دارد، یکی ضرورت بالغیر از ناحیۀ علت است و یکی ضرورت به شرط محمول است. بر هر ممکنِ موجودی ضرورت به شرط محمول حاکم است.
و قولنا:
و نسبةُ الوجوبِ و الإمکانِ *** کَنسبةِ التَمامِ و النُّقصانِ مسألةٌ متداولةٌ بَینهم. مَعناها أنَّ الإمکانَ لَمَّا کان برزخًا بَینَ الوجوبِ و الامتناعِ کَانت نِسبَتُه إلی الوجوبِ کذا. و الأولیٰ أنْ یکونَ المرادُ بالإمکانِ هو الإمکانُ بِمعنَی الفقرِ المُستعملِ فی الوُجوداتِ المَحدودةِ المُصطلحِ عَلیه لِصَدرِ المُتألهین ـ قدّس سره ـ و بالوجوبِ هو الوجوبُ الذَّاتی. وَ حینئذٍ فالسِّنخیةِ بِنَحوِ الشَّیءِ و الفَیءِ المُعتبرةِ فی التَّامِ و النَّاقصِ مُتحقّقة.3
بیان نسبت وجوب و امکان
اینجا مطلب دیگری میفرمایند که «نسبت وجوب و امکان مانند نسبت تمام و نقصان است»؛ امکان ناقص است و وجوب تمام است.
بیان یک مسئلۀ متداول بین اهل معرفت
سازگار بودن امکان به معنای فقر با وجودات
«یک مسئله بین اهل معرفت متداول است که معنایش این است که از آنجاییکه امکان برزخ بین وجوب و امتناع است» و خود امکان یک حیثیت ذاتیۀ ماهیت است و «نسبتش به وجوب، نقصان است، أولیٰ این است که مراد به امکان را به معنی فقر بگیریم که استعمال شده بر وجودهای محدود در اصطلاح صدرالمتألّهین قدّس سره»؛ امکان به معنای فقر با وجودات هم سازگار است یعنی بر تمام وجودات عالم، امکان حاکم است؛ در عین اینکه اینها وجود دارند، فقر هم دارند و ربط محض هستند. از این نظر أولیٰ میگویند که معنای نقصان تمام باشد یعنی گرچه این وجود دارد ولی وجود ناقص است.
- . منظومه، ج 2، ص 275.
- . همان.
- . منظومه، ج 2، ص 276.

