جلسه ۹۳
توضیحات:
22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري
جلسه ۹۳
15تعریف ضرورت به شرط محمول
هر قضیۀ فعلی ضرورت لاحق و وجود لاحق را دارد؛ زیدٌ موجودٌ بالفعل یا زیدٌ معدومٌ بالفعل.
این ضرورت به فرض حمل عدم بر این موضوع است. وقتی میگوییم: «زیدٌ معدومٌ بالفعل» معنایش این است که این عدمی که بر زید حمل کردهایم، فعلاً برای زید ضرورت دارد، چرا ضرورت دارد؟ چون علتِ وجود نیامده است. یا اینکه اگر گفتیم: «زیدٌ موجودٌ بالفعل» معنایش این است که الآن وجود برای این زید ضرورت دارد، این را ضرورت به شرط محمول میگوییم؛ زیدی که الآن موجود است بنابراین وجود برای او ضرورت دارد، دیگر نمیتوانیم بگوییم که زیدی که الآن هست ممکن است موجود باشد، دیگر پا از عرصۀ عدم درآورد، حالا دیگر بالفعل موجود است.
إنْ قلتَ ما مَعنَی سبقُ الوجوبِ علی الوُجودِ و لحوقه لَه و حیثیةُ الوجودِ کاشفةً عن حیثیةِ الوُجوبِ بَل عینها لأنَّ حَیثیةَ الوُجودِ حیثیةُ الآباءِ عن العدمِ قلتُ هذا السَّبق و اللُّحوق فی اعتبارِ العَقل عندَ ملاحظة هذه المَعانی و اعتبار التَّرتیب بَینها.1
«اگر بگویی اینکه شما گفتید: وجوب بر وجود سابق و لاحق است چه معنایی دارد؟» درحالیکه وجود و وجوب یکسان هستند؛ هرجا وجودی هست وجوبی هست، هرجا وجوبی است معلوم میشود که در آنجا وجودی بوده است، دیگر سبقت یعنی چه؟! حالا سبقت زمانی است؟! نه، سبقت عقلی است که میگویند، «درحالیکه حیثیت وجود کشف از حیثیت وجوب میکند بلکه عین آن است چون حیثیت إباء از عدم است، در جواب میگوییم که این سبق و لحوق در اعتبار عقل است و این معانی را ملاحظه میکند و ترتیب بین آنها را اعتبار میکند.» چون علت آن وجود را ایجاب کرد پس در هرجایی که میبینیم وجودی هست از وجوب علتی کشف میکنیم که علتی در اینجا بوده است که ثابت با وجوب قرار میدهد و این وجوب را بر وجود ملحق میکند.
معنای «الشَّیء ما لم یَجِب لم یُوجَد»
- . منظومه، ج 2، ص 275.

