جلسه ۹۳
توضیحات:
22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري
جلسه ۹۳
10تلمیذ: ...
استاد: بله، ضمیر مرجع خود را پیدا میکند! مجازی، بله. شما مؤیّد هستید! شما اگر در هیچکدام از اینها مؤیّد نداشته باشید، بنده مخلص سرکار هستم!
غُررُ فی بَعضِ أحکامِ الوُجوبِ الغیریِّ مِن أنَّ الشیءَ ما لم یَجب لم یُوجَد و القَولَ بالأولویةِ باطلٌ.1
این غرر در بعضی از احکام وجوب غیری است که شیء تا به وجوب نرسیده موجود نمیشود و اینکه قول به اولویّت باطل است.
لا یُوجدُ الشَّیءُ بِأولویةِ بِأنواعِها غَیریةً تَکونُ الأولویةُ أو ذاتیةً کافیةً تکون الأولویةُ الذَّاتیة فی وقوعِ المُمکنِ أو لا علی الصَّوابِ خلافًا لِبَعضِ المُتکلِّمین القائلینَ بِالأولویةِ الغَیریةِ المنکرینَ لِلإیجابِ و الوُجوبِ فی إیجادِ المُمکنِ.2
«بحث در این است که مادامی که شیء از ناحیۀ علت واجب نشود وجود پیدا نمیکند. هیچوقت شیء بهواسطۀ اولویّت وجود پیدا نمیکند» بلکه در همان عدم باقی میماند؛ «به انواع اولویّت؛ چه ذاتی و چه غیر ذاتی» البتّه انواع و اقسام اولویّت؛ طبعی، تقدّمی، رتبی و امثالذلک هم هست. «اولویّت غیری باشد یا اینکه اولویّت ذاتی باشد» یعنی از ناحیۀ غیر به آن اولویّت داده شده است یا از ناحیۀ ذات اولویّت داده شده است البتّه کسی در ذات این حرف را نزده است که شیئی ذاتاً اولویّت داشته باشد چون شیء ذاتاً امکان محض است و معنا ندارد که شیء ذاتاً اولویّت وجود داشته باشد.
«این اولویّت ذات در وقوع ممکن کافی باشد یا اینکه کافی نباشد بلکه نیاز به فاعل باشد. برخلاف بعضی از متکلّمین که گفتهاند که یک شیء گرچه ذاتاً اولویّت ندارد و نسبتش به وجود و عدم مساوی است ولی از ناحیۀ غیر به آن افاضۀ اولویّت میشود و منکرِ ایجاب و وجوب در ایجاد ممکن هستند»، علت به آن اولویّت میدهد و وقتی که اولویّت داد وجود پیدا میکند اما علت آن را واجب نمیکند، فقط همینقدر به آن اولویّت میدهد، وقتی اولویّت داد خودبهخود و خودکار شروع به راه افتادن میکند و وجود پیدا میکند و میگویند که ممکن از مرحلۀ امکان به وجود نمیرسد و علت هیچگاه موجب برای ممکن نخواهد شد بلکه باعث اولویّت برای ممکن میشود، وقتی باعث اولویّت شد آنوقت بقیهاش را خودش راه میرود، مثلاً علت این ممکن را تا هشتاد کیلومتری نگه میدارد، بیست کیلومتر دیگر را بدون علت تشریف میبرد یا فرض کنید که سربالاییها را علت میآورد وقتی به سرازیری رسید خودش شروع میکند به رفتن و به دره میرسد، درحالیکه اینها نمیدانند که همان حرکت ماشین و همان سرازیری جاده علت هستند، اگر سرازیری نبود، اگر این چرخ نبود، اگر فشار قبلی نبود، هیچوقت آن ماشین راه نمیافتاد و حرکت نمیکرد.
- . منظومه، ج 2، ص 272.
- . همان.

