جلسه ۹۲
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۲
9تعریف معلول
معلول از خودش چیزی ندارد. إنشاءالله در بحث علت و معلول میرسیم که معلول فقط ماهیت صرف است و ماهیت هم یک امر عدمی است یعنی صرف یک تصور است پس اصلاً معلول هیچ چیزی نیست تا اینکه وجود به آن افاضه شود، معلول عبارت است از دخل و تصرفی که یک علت در ذات خودش میکند، از این راحتتر داریم؟!
اختصاص وجود به علت أولیٰ
منبابمثال این پنجۀ دست من را ملاحظه کنید، این پنجه به حرکات مختلف در میآید، آیا این حرکات در ذات خودشان تقرّر دارند یا نه؟ یعنی غیر از ارادۀ من و این دست، آیا شکلی در عالم خارج هست که وقتی دستم را باز میکنم منطبق با آن شکل میشود، اسم آن را ماهیت میگذاریم، چنین چیزی هست؟ نه! بنابراین این دست من با حرکاتی که در خودش ایجاد میکند معلول درست میکند، معلول قبل از آن کجاست؟! معلولی نداریم پس معلول چیزی نیست که علت به آن افاضه کند که بعد شما اشکال کنید قبل از اینکه علت به آن افاضه کند، وجودی نداریم. معلول عبارت است از دخل و تصرفی که یک علت در ذات خودش بهوجود میآورد، حالا ما اسم آن حالت بعدی را معلول میگذاریم، اسم آن حالت قبلی که به آن [حالت] درآمده است را علت میگذاریم؛ ما فقط اسم گذاشتهایم اما در عالم واقع هیچ چیزی غیر از خود علت نیست؛ در عالم اعیان، نفسالأمر و واقع ما فقط یک چیز داریم و آن علت است یعنی اینهمه معلولها در آن علت بالاتر فانی هستند، آنها فانی در علت بالاتر هستند و همینطور تا به علةالعلل میرسد پس ما در عالم خارج فقط یک چیز داریم و آن ذات واجبالوجود است که همان علت میشود، آن ذات واجبالوجود شروع میکند به دستکاری کردن در ذات خودش، معلول اول را درست میکند، آن معلول شروع میکند به دستکاری کردن در ذات خودش و معلول دوم را درست میکند تا میرسد به این اظلم العوالم که ما هستیم پس وقتی ما تمام اینها را به بالاتر برگردانیم و معلول را فانی در علت بالاتر بدانیم، به علت أولیٰ برمیگردیم که علت أولیٰ فقط حاکم است و وجود فقط اختصاص به او دارد که تازه آن، وجود منبسط میشود، تازه به اول حرفمان رسیدیم که تمام تغییرات و تغیّرات و اینها، وجود بحت و بسیط است، کاری انجام نشده است. اینها حرف عرفای شامخین شد، برگشت همۀ اینها به همینجا است.

